آن حاجت وبرآورده شود در آن مطلب . مراد ذمّ طلب وسؤال است واين كه آبرو از براي هيچ حاجتي نبايد ريخت زيرا كه هر چند حاجت عظيم باشد وبرآورده شود برابرى نمىتواند كرد با قدر آبرو واز سر آبرو نمىتوان گذشت از براي آن چه جاى اين كه مطلب حقير باشد يا برآورده نشود .
4443
بخّ بخّ لعالم علم فكفّ وخاف البيات فاعدّ واستعدّ ، ان سئل افصح وان ترك سكت « 1 » كلامه صواب وسكوته عن غير عىّ عن الجواب .
خوشا خوشا از براي عالمي كه دانا شده باشد پس بازداشته باشد ، وترسيده باشد از شبيخون پس مهيا كرده باشد وآماده شده باشد ، اگر پرسيده شود اظهار كند واگر واگذاشته شود خاموش باشد ، سخن أو درست است وخاموشى أو نه از راه عاجز بودن از جواب است . « پس بازداشته باشد » يعنى نفس خود را از معاصي واز « شبيخون » يعنى ناگهان آمدن مرگ ، و « مهيا كرده باشد » يعنى أسباب راه خود را ، و « آماده شده باشد » يعنى از براي آن سفر وتهيه آن را گرفته باشد ، « اگر پرسيده شود » غرض از آن اين است كه در مجالس بىضرورتى اظهار علم وفضل خود نكند از براي اظهار كمال يا غرضى ديگر از اغراض دنيوي بلكه اگر مسئلهء بپرسند از أو اظهار كند جواب آن را واگر واگذارند أو را خاموش باشد ، « سخن أو درست است » يعنى چنين عالم سخن گفتن أو در وقتي كه سخن گويد درست است از براي اين كه از براي ضرورت گفته يا سخنان أو درست است از براي اين كه فرض شد كه دانا شده ومطلبي در آنچه مىگويد از اغراض دنيوي ندارد وظاهر است كه چنين كسى خلاف آنچه را علم بآن دارد نگويد ، و « خاموشى أو در وقتي كه خاموش باشد نه از راه عجز از جواب است » يعنى از آن راه نيست تا اين كه مذموم باشد واز راه نقص أو باشد زيرا كه مفروض شد كه أو عالم شده بلكه از براي احتياط است كه مبادا متضمن اظهار فضيلتى يا غرضى ديگر از
هامش
( 1 ) كذا در نسخه شرح بخط شارح ( ره ) ليكن در ساير نسخ شرح وأصل غرر ودرر : « صمت » .