غلبه كرد هرزه گويد ودشنام دهد وأنواع سبكيها از أو ظاهر شود ، وهمچنين « نزديك گردانيدن آن شرّ را » ظاهر است ، زيرا كه غالب اين است كه سبب اين مىشود كه آزارى چند كند آن كسى را كه خشم بر اوست زيادة از قدرى كه مستحقّ آن باشد بلكه بسا باشد كه بغير حقّ منجرّ بهلاكت نفوس وتلف أموال گردد وهمچنين « دور گردانيدن آن خير را » ظاهر است چه دور ميكند از حلم وبردبارى وهموارى ومانند آنها از صفات حميده .
4418
بئس الخليقة البخل .
بدخوئى است بخيل بودن .
4419
بئس الشّيمة الامل يفنى الاجل ويفوّت العمل .
بدخصلتى است اميد ، فانى مىسازد مدّت عمر را وفوت ميكند عمل را يعنى بدخصلتى است قانع نبودن وآرزوها واميدهاى دور ودراز در دنيا داشتن زيرا كه مشغول مىسازد آدمي را بسعى از براي آنها تا اين كه فانى مىشود مدّت عمر وفوت مىشود عملهاى خيرى كه باعث رستگارى آخرت باشد .
4420
بئست الدّار الدّنيا .
بدسرائى است دنيا يعنى از براي كسى كه دل بر آن بندد وآن را منزل أقامت گرداند نه كسى كه در آن اكتساب توشه آخرت نمايد .
4421
بئس الاختيار التعوّض بما يفنى عمّا يبقى .
بد برگزيدنى است عوض گرفتن آنچه فانى مىشود كه دنيا باشد از آنچه باقي مىماند كه آخرت باشد يعنى از سر آخرت گذشتن از براي دنيا .