4410
بئس المنطق الكذب .
بد گفتنى است دروغگوئى ، چه عقلا وشرعا مذموم است ومفاسد بسيار بر آن مترتب مىگردد .
4411
بئس النّسب سوء الأدب .
بدنسبى است بدى أدب . مراد اين است كه بي أدب را مردم ببى أدبي نسبت دهند واين بد نسبى است وبسيار بدتر است از اين كه نسب كسى پست باشد وبشخص بدى يا پست مرتبهء برسد ، پس كسى را كه أدب باشد هر چند نسبت ظاهري پست باشد در حقيقت عالىنسبتر باشد از بىادبى كه نسب ظاهري أو بلند باشد .
4412
بئس السّعى التفرقة بين الاليفين .
بد كوششى است جدائى افكندن ميانه دو كس كه با هم الفت داشته باشند ، زيرا كه نظام عالم بالفت مردم است با يكديگر ، پس سعى در خلاف آن در حقيقت سعى در اختلال أوضاع عالم است .
4413
بئس القلادة قلادة الدّين .
بد گردنبندى است گردنبند قرض ، زيرا كه آدمي را همواره در همّ وغمى دارد كه هيچ همّ وغمى بآن نرسد چنانكه روايت از حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه وآله مشهور است كه نيست همى مثل همّ قرض . واستعاره « گردن بند » باعتبار لزوم وجدانشدن آن همّ وغمّ است از صاحب آن مانند گردن بند چنانكه قبل از اين در گناهان مذكور شد ، وممكن است كه تشبيه بقلاده سگ ومانند آن باشد كه بسبب آن آنرا در فرمان خود دارند باعتبار اين كه قرض اين كس را در فرمان قرض خواه در مىآورد .
4414
بئس الاستعداد الاستبداد .