مىشود وثبت مىشود تا اين كه جزاى آن در آخرت داده شود پس آدمي هر چه بكند در حقيقت آن را ذخيرة كرده از براي خود وظاهر است كه فعل بد كه جزاى آن عذاب وعقاب باشد وبدذخيره ايست .
4406
بئس الظّلم ظلم المستسلم .
بد ظلمي است ظلم بر كسى كه مطيع وفرمانبردار باشد . پوشيده نيست كه مطلق ظلم اگر چه بد است اما ظلم بر كسى كه مطيع وفرمانبردار باشد مثل ظلم پادشاهان وحكام بر رعايا كه أطاعت وفرمانبردارى ايشان كنند بدتر وقبيحتر است از ظلم بر كسى كه چنين نباشد بلكه سركشى كند يا نه اطاعتى داشته باشد ونه سركشى .
4407
بئس الكسب الحرام .
بد كسبى است كسب حرام ، زيرا كه رنج وتعب كسب را در آن بايد كشيد ووزر ووبال از براي خود تحصيل كرد .
4408
بئس قرين الورع الشبع .
بد همراهى است از براي پرهيزگارى سيرى ، زيرا كه ثمره پرهيزگارى وصول بمراتب عاليه است وسيرى مانع مىگردد از آن بسبب اين كه باعث خاموشى نور دل وتعطيل قواى عقلية وكسالت بدن گردد چنانكه گفته اند كه : در گرسنگى أجساد أرواح مىگردند ودر سيرى أرواح أجساد ميشوند .
4409
بئس قرين الدّين الطّمع .
بد همراهى است براي ديندارى طمع ، زيرا كه كسى را كه طمع باشد هر چند ديندار باشد بسيار مىشود كه طمع أو را بحرام اندازد ودين أو را فاسد كند وبر تقديرى كه چنين نكند در اين شبهه نيست كه طمع آدمي را خوار وذليل وپست مرتبه گرداند وآنها منافى رتبه ديندار ومرتبه اوست .