تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣

4395

بئس القرين الجهول . بد همنشينى است كسى كه بسيار نادان باشد .

4396

بئس الوجه الوقاح . بدروئى است روئى كه بي شرم باشد .

4397

بئس الشّيمة الالحاح . بدخصلتى است الحاح يعنى ابرام كردن در سؤال .

4398

بئس القرين العدوّ . بد همراهى است دشمن . مراد اين است كه با دشمن رفيق وهمراه نبايد شد زيرا كه با رفاقت وهمراهى احتراز از شرّ أو مشكل است .

4399

بئس الجار جار السّوء . بد همسايه ايست همسايه بد . زيرا كه حق همسايگان بر يكديگر اين است كه بكار هم آيند وبر يكديگر احسان كنند چنانكه در أحاديث بسيار وارد شده حتى اين كه روايت شده از حضرت رسالت پناهى صلّى اللّه عليه وآله كه جبرئيل مرا چندان وصيت كرد در باب همسايه كه من گمان كردم كه ميراث مىبرد پس همسايه كه بكار نيايد ونيكى نكند وبدى كند كمال بدى خواهد داشت ، وممكن است كه مراد مذمّت همسايه بد باشد هر چند بدى باين كس نكند باعتبار اين كه آدمي بالطبع مايل است به آن چه مشاهده كند از ابناي جنس خود پس هرگاه همسايه كسى بد باشد نمىشود كه بعضي بديهاى أو باو يا ببعضى از متعلقان أو سرايت نكند .

4400

بئس الرفيق الحسود . بد رفيقي است حسود يعنى كسى كه تمناى زوال نعمت مردم ميكند وبدى