بلفظ « قوت » نه بلفظ « طعام » اشاره است ببدى خوردن آن اگر همه بقدر قوت باشد .
4391
بئس القلادة قلادة الآثام .
بد قلادة ايست قلادة گناهان . « قلادة » گردن بند را گويند واستعاره گردنبند از براي گناهان وهمچنين طوق شايع است باعتبار اين كه وبال آنها لازم مىشود صاحب آنها را وجدا نمىشود از أو مانند لازمبودن گردنبند وطوق ، ودر بعضي أحاديث وارد شده كه هر كه زكاة مال خود را ندهد ماري مى پيچد بر گردن أو روز قيامت وبنا بر اين استعمال گردنبند وطوق ممكن است كه باين اعتبار باشد يعنى بسبب آنها ماري بپيچد بر گردن صاحب آنها مانند گردنبند وطوق ، وممكن است كه تشبيه بقلاده باشد كه بر گردن سگ ميكنند از براي بستن آن وكشيدن آن بهر جا كه خواهند ببرند وچون صاحب گناه بسبب آن در بند مىافتد وگرفتار مىگردد تا بجزاى آن برسد پس گويا آن قلادة مىشود در گردن أو كه بآن أو را در بند دارند وسر نمىدهند .
4392
بئس الصّديق الملول .
بددوستى است آنكه از اين كس ملول ودل زده باشد يعنى بايد كه دوست را از خود ملول نكرد كه دوستى كه ملول گردد بددوستى است واعتمادي ديگر بر دوستى أو نباشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه دوست خوب آن است كه از دوست زود بزود ملول نشود وهر كه باندك چيزى ملول شود بد دوستى است .
4393
بئس السّجيّة الغلول .
بد خصلتى است خيانت ، وأحاديث ديگر نيز در اين باب بسيار است .
4394
بئس العادة الفضول .
بد خصلتى است پرگوئى يا زيادة كاريها . يعنى مشغول شدن بكارهايى كه پر مهمّ نباشد وبازماندن بسبب آنها از مهمات .