4304
بالطّاعة تزلف الجنّة للمتّقين .
بطاعت يعنى طاعت الهى وفرمانبردارى أو نزديك كرده مىشود بهشت براي پرهيزگاران يعنى طاعت در حقيقت نزديكى بهشت معنوي است يا سبب اين است كه بهشت صوري نزديك گردد بايشان يعنى مستحقّ وسزاوار آن گردند يا بزودى در قيامت داخل آن گردند وفاصله رفتن بجهنم « 1 » از براي ايشان نباشد .
4305
بالمعصية تؤصد النّار للغاوين .
بمعصيت پوشانيده مىشود آتش براي گمراهان يعنى هر گناهى بمنزله سرپوشى مىشود بر سر جايگاه صاحب آن از جهنم يا سبب اين مىشود كه سر جايگاه أو را بپوشانند وبر هر تقدير پوشيدن آن از براي اين است كه حرارت در آن بيشتر بپيچد مانند تنور پر آتشى كه سر آن را بپوشند وممكن است « تؤصد » بمعنى پوشانيده مىشود نباشد بلكه بمعنى بسته مىشود باشد ومعنى اين باشد كه بمعصيت بسته مىشود درهاى جهنم از براي گمراهان يعنى بسبب آن درهاى جهنم را بر ايشان مىبندند ، يا أصل گناهان بمنزله قفلها مىشود بر درهاى آن وبر هر تقدير بستن درها از براي اين باشد كه بيرون نتوانند رفت وگرمى آتش نيز در آن بيشتر بپيچد .
4306
بتقدير اقسام اللّه للعباد قام وزن العالم وتمّت هذه الدّنيا لأهلها .
باندازه قراردادن قسمتهاى خدا از براي بندگان راست شده سنجيدن عالم وتمام شده اين دنيا از براي أهل دنيا ، مراد اين است كه نظام دنيا بسبب اين است كه حق تعالى از براي هر چيز تقديرى واندازه كرده كه مناسب آن بوده ومصلحت در آن دانسته واگر يكسر مو بر خلاف آن مىشد بزياد كردن قسمتى يا كم نمودن آن انتظامى كه حالا يافته نمىيافت واز دايره اعتدال بيرون مىرفت ووجه اين ظاهر است چه حقّ تعالى بهمه مراتب وأوضاع داناست وبر همه قادر وتوانا واز همه
هامش
( 1 ) در نسخه كه بخط شارح ( ره ) است وهمچنين در ساير نسخ موجوده از شرح : « بجهنمى »