كه بلاها ومصيبتها كه باعث خفت وخوارى باشد بر كسى كه رفعت مرتبه داشته باشد گران تر باشد وبيشتر تأثير كند از كسى كه پست مرتبه باشد چه خفت وخوارى بر أو چندان گران نباشد ، ويا باعتبار اين كه بلا ومصيبت از براي هر كس در خور رفعت مرتبه أو باشد وكسى را كه بلند مرتبه باشد بلاها از براي أو بيشتر باشد از كسى كه پست مرتبه باشد چنانكه أرباب دولتها ومنصبها ومالداران را أنواع بلاها در پيش باشد كه مردم درويش از آنها أيمن باشند وبر هر تقدير غرض اين است كه صاحب رفعت مرتبه در دنيا چندان رفاهيتى ندارد بلكه باندازه آن درد وألم در برابر دارد پس كسى را كه نباشد آرزوى آن نكند وحريص بر تحصيل آن نباشد .
4316
بالتّقوى قرنت العصمة .
بتقوى همراه شده نگاهداشتهشدن . مراد به « تقوى » ترس از خداست يا پرهيزگارى يعنى اجتناب از معاصي ومراد به « نگاهداشته شدن » نگاهداشته شدن از گناهان است ومراد اين است كه كسى را كه تقوى باشد حق تعالى باو لطف كند وأو را نگاهدارد از غلبه نفس اماره وهواها وهوسهاى آن ونگذارد كه بگناهى افتد واگر تقوى نباشد حق تعالى را باو آن لطف نباشد وبخود واگذارد پس مطيع وفرمانبردار خواهشهاى خود گردد وگرفتار معاصي وگناهان شود .
4317
بالعفو تستنزل الرّحمة .
بعفو نمودن طلب كرده مىشود فرود آمدن رحمت . يعنى عفو كردن كسى گناه ديگرى را ودر گذشتن از آن سبب نزول رحمت حق تعالى مىشود بر أو ، زيرا كه هرگاه بنده با كمال نقص وحاجت وغلبه قواى شهويه وغضبيه عفو كند وانتقام نكشد حق تعالى كه : « أكرم الأكرمين » است يقين با أو اين سلوك كند وعفو كند از أو ورحمت كند أو را ، وممكن است كه مراد اين باشد كه طلب نزول رحمت