وفرا گرفتن از أو مىشود نه باين كه مانند بعضي مردم پيش خود فكر كنند وبهر چه بفكر خود بيابند اعتماد كنند .
4219
بالكظم يكون الحلم .
بفروخوردن خشم ميباشد حلم ، مراد اين است كه حلم وبردبارى باين حاصل مىشود كه اين كس مكرّر خشم خود را فرو خورد ودر صدد انتقام وتلافى در نيايد تا اين كه اين معنى ملكه أو گردد ، وممكن است كه مراد تكرار وقوع آن نباشد بلكه مجرّد اين باشد كه تا از كسى فرو بردن خشم بعمل نيايد حليم نباشد ، وبمجرّد اين كه بر خود گذاشته باشد كه اگر خشمناك شود خشم خود را فرو برد حلم حاصل نشود ، زيرا كه بسيار است كه آدمي قصدي دارد كه كارى بكند وهرگاه وقت آن شد نفس أو سركشى ميكند ونمىگذارد كه آنرا بعمل آورد .
4220
بالعلم تكون الحياة .
بسبب علم ميباشد زندگى ، يعنى رستگارى آخرت كه زندگى جاويد است ، وممكن است كه مراد اين باشد كه زندگى حقيقي آنست كه با علم باشد وجاهل بمنزله مردگان است .
4221
بالصّدق تكون النّجاة .
براستگوئى ميباشد رستگارى در دنيا وآخرت ، واين بنا بر غالب است واگر نه گاه هست كه راستگوئى خوب نباشد مثل اين كه باعث قتل شخصي بىگناه گردد چنانكه قبل از اين بتفصيل مذكور شد .
4222
بالكذب يتزيّن أهل النّفاق .
بدروغگوئى زينت مىيابند أهل نفاق يعنى جمعى كه نفاق دارند وظاهر ايشان با باطن موافق نيست بدروغگوئى خود را زينت دهند ومردم را فريب دهند مثل