چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى ستم وسركشى كردن وسربلندى نمودن وعدول كردن از حق ودروغگفتن همه آمده ، وهر يك در اين مقام مراد مىتواند بود .
4232
بالافضال تسترقّ الأعناق .
بنعمت دادن بندگى در آورده مىشود گردنها ، چنانكه مكرّر اين مضمون مذكور شد .
4233
بحسن العشرة تأنس الرّفاق .
بسبب نيكوئى معاشرت انس مىگيرند رفيقان ، يعنى اگر كسى با رفيقان بنيكوئى معاشرت وآميزش كند وسلوك خوب نمايد رفيقان با أو انس وآرام گيرند والّا رم كنند وترك رفاقت نمايند ، وغرض اين است كه هر كه رفاقت كسى را خواهد بايد كه با أو بنيكوئى معاشرت كند واگر نه زود ترك رفاقت أو كند .
4234
بالعلم يستقيم المعوج .
بعلم راست مىگردد كج شده يعنى اگر كسى كج شده باشد واز راه راست گشته باشد بتحصيل علم راست تواند شد وبراه راست تواند آمد ، يا اين كه بعلم كارها را كه كج شده باشند واز استقامت بدر رفته باشند راست مىتوان كرد بحسن رأى وتدبير درست كه بعلم ودانائى حاصل شود .
4235
بالحقّ يستظهر المحتجّ .
بحقّ پشت قوى ميكند حجت گوينده يعنى كسى كه حجت ودليل گويد بر مطلبي اگر بمقدمه چند باشد كه حقّ باشند پشت أو قوى باشد وغلبه كند بر خصم ، واگر بمقدمه باشد كه حقّ نباشد پشت أو قوى نباشد وهر چند خصم را عاجز وساكت نمايد تكيه أو بر تكيه گاه محكمى نباشد ، چه ممكن است كه بعد از آن همان خصم يا ديگرى مطلع شود بر بطلان آن مقدمه ، وظاهر شود فساد حجت ودليل أو ، وغرض