تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤

4208

بالعقل يستخرج غور الحكمة . بعقل بيرون آورده مىشود ته حكمت ، « عقل » قوّتى است كه بآن ادراك حقايق چيزها مىشود و « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست وكردار درست را گويند ، ومراد به « ته حكمت » يا مسائل دقيقه علوم حقه است كه چون دقيق است وظاهر نيست گويا در ته آن علوم واقع شده ، ويا اسرار ومنافع ومصالح خفيه است كه حق تعالى در كردارهاى خود وايجاد مصنوعات رعايت كرده وچون مخفى است وظاهر نيست آنها را ته حكمت فرموده اند پس بنا بر اوّل آنها ته حكمت اند باعتبار جزو علمي وبنا بر دويم آنها ته حكمتند باعتبار جزو عملي ، ومراد حكمت حق تعالى است .

4209

بذكر اللّه تستنزل الرّحمة . بياد خدا فرود آورده مىشود رحمت ، يعنى ياد خدا خواه بدل وخواه بزبان سبب فرود آمدن رحمت حق تعالى مىشود واين است كه در جهاد وغير آن امر شده كه ذكر خدا بسيار بكنيد .

4210

بالايمان يستدلّ على الصّالحات . بايمان استدلال كرده مىشود بر عملهاى صالح ، يعنى ايمان دلالت ميكند مؤمن را وراه مىنمايد بعملهاى صالح وكارهاى نيكو يعنى در واقع سبب اين مىشود كه أو آنها را بيابد وبكند ، وممكن است كه مراد اين باشد كه اگر از كسى اعمالي ببينيم كه ظاهر آنها خوب باشد مثل عبادات يا اخبار بغيب ومانند آنها ، پس اگر مؤمن است بايمان أو استدلال بر صلاح وخوبى اعمال أو مىتوان كرد واگر مؤمن نيست آن اعمال را فاسد وتباه بايد دانست ونشان خوبى أو نبايد دانست ، يا اين كه هر عملي كه از كسى ببينيم اگر مؤمن باشد بايمان أو بايد استدلال كرد بر صلاح وصحت آن يعنى آن را بايد بر محمل صحيح حمل كرد وحكم بفساد آن نكرد ، واگر