« وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ »
واما خشنود گردانيدن أو را پس ممكن است كه همان بايمان وپرهيزگارى از حرامها بعمل آيد وبنا بر اين حاصل كلام اين باشد كه هرگاه ايمان آورى بخدا وبپرهيزى از حرامهاى أو فرود آورد ترا ببهشت وچون آن باعث رضاى أو مىشود از تو فرو گيرد نيز ترا بخشنودى خود كه مرتبه ايست بزرگتر از آن . وممكن است كه آن بمجرّد ايمان وپرهيزگارى حاصل نشود بلكه زيادة بر آن بعضي از اخلاق حميده يا افعال عظيمه خير در آن در كار باشد وبنا بر اين راضى گردانيدن خدا را اشاره باشد بمرتبه بالاتر از ايمان وپرهيزگارى وبجزاى آن واحتمال اوّل ظاهرترست چه بنا بر احتمال دوم مناسب اين بود در كلام كه اشاره بطريق حصول آن بشود واللّه تعالى يعلم .
4147
إذا سألت فاسأل تفقّها ولا تسأل تعنّتا فانّ الجاهل المتعلّم شبيه بالعالم وانّ العالم المتعسّف شبيه بالجاهل .
هرگاه سؤال كنى پس سؤال كن از براي فهميدن وسؤال مكن از براي طلب لغزش پس بدرستى كه ناداني كه تعليم گيرد شبيه بداناست وبدرستى كه دانائى كه از راه بيرون رود شبيه بنادان است ، مراد اين است كه هرگاه مسئله از كسى بپرسى بپرس در وقتي كه ندانى از براي اين كه دانا شوى بآن ومپرس بقصد اين كه آن كس كه سؤال ميكنى از أو نداند آن را وبلغزد وغلط كند در آن وناداني أو ظاهر گردد وحاصل باقي كلام ظاهرست .
4148
إذا اتّقيت المحرّمات وتورّعت عن الشبهات وادّيت المفروضات وتنفّلت بالنّوافل فقد أكملت في الدّين الفضائل .
هرگاه بپرهيزى از حرامها وباز ايستى از شبههها وبجاى آورى نمازهاى فريضة را وبگزارى نمازهاى نافله را پس بتحقيق كه كامل گردانيده در دين