خود را پس بدرستى كه خداى تعالى كريمتر است از اين كه سؤال كرده شود دو حاجت پس بر آورد يكى از آنها را ومنع كند آن ديگرى را ، مراد اين است كه هر كه از خدا طلب رحمت كند از براي پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله - البتة آن دعاى أو مقبول ومستجاب است ، پس هرگاه حاجت ديگر نيز با آن بخواهد آن هم برآيد زيرا كه خداى تبارك وتعالى كريمتر است از اين كه كسى از أو دو حاجت بطلبد وأو يكى را برآورد ويكى را بر نياورد پس هرگاه يك حاجت را كه رحمت فرستادن بر پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله باشد بيقين برآورد آن حاجت ديگر را نيز بتبعيت آن برخواهد آورد ، وپوشيده نيست كه بنا بر اين وجه هرگاه طلب حاجت همراه باشد با طلب رحمت بر آن حضرت صلّى اللّه عليه وآله بايد كه برآورده شود خواه ابتدأ بطلب رحمت كند وخواه بحاجت پس امر بخصوص ابتدأ بطلب رحمت جهت آن معنى نيست بلكه از براي تيمن وتبرّك ورعايت تعظيم وتبجيل آن حضرت است كه آدمي مطلبي را كه از براي أو خواهد مقدّم دارد بر مطلبي كه از براي خود باشد ، وأيضا چون آن را وسيله برآوردن مطلب خود ميكند بايد كه وسيله را مقدّم دارد ودر بعضي أحاديث وارد شده كه :
هرگاه طلب حاجتي از خدا كنى پيش از آن وبعد از آن طلب رحمت از براي پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله بكن كه طلب حاجت ميانه هر دو واقع شود از براي اين كه خداى تبارك وتعالى كريمتر است از اين كه كسى سه مطلب از أو بطلبد وأو اوّل وآخر را برآورد ووسط را بر نياورد ، وظاهر اين است كه هر دو نحو خوب باشد وطريق دوّم بهتر باشد باعتبار اين كه مشتمل بر طريق اوّل باشد با زيادة بر آن .
4150
إذا استولى الصّلاح على الزّمان وأهله ثمّ أساء الظنّ رجل برجل لم يظهر منه خزية فقد ظلم واعتدى .
هرگاه غالب باشد صلاح بر روزگار وأهل آن پس بدگمان باشد مردى بمردى كه ظاهر نشده باشد از أو بديى پس بتحقيق كه ستم كرده وظلم كرده ، مراد