تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
چيزى يا نهى از خصوص چيزى شده وحكم آن جاريست در هر چه مثل ومانند آن باشد پس آدمي بايد كه همه آنها را از آنها « 1 » استنباط كند وحكم آنها را در همه جارى سازد وبدارد نفس خود را بر كردن هر چه مثل ومانند آنها باشد كه امر شده به آنها وبر ترك هر چه مثل آنها باشد كه نهى شده از آنها ، نهايت اين از براي جمعى است كه قادر بر استنباط باشند وپى بعلت وسبب حكم توانند برد پس در هر چه دانند كه علت حكم موجود است بايد كه حكم را جارى كنند مثل اين كه در قرآن مجيد نهى شده از أف گفتن بپدر ومادر ومعلوم است كه اين از براي رعايت حرمت ايشان است پس هر اذيتى كه مثل أف گفتن باشد در هتك حرمت ايشان بايد كه ترك نمود اين است كه علماى ما رضوان اللّه تعالى عليهم أجمعين با آنكه منكر قياس اند قياس منصوص العلة را تجويز ميكنند وحجت مىدانند ، وممكن است كه « قرآن » بكسر قاف وبي همزه خوانده شود بمعنى همراهى وبا هم بودن ومعنى اين باشد كه هرگاه بخواند ترا همنشين بسوى خوئى نيكو پس بگير نفس خود را بمانندهاى آن يعنى هرگاه همنشينى با كسى كه خوى نيكوئى داشته باشد در تو اثر كند وتو آن خوى را كسب كنى معلوم مىشود كه صحبت همنشين در تو اثر ميكند پس بدار نفس خود را بر مانندهاى آن از خويهاى نيكوى ديگر باين كه همنشينى كنى با جمعى ديگر كه آن خويها را داشته باشند تا آنها را نيز كسب كنى ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بدار نفس خود را بر مانندهاى آن ، يعنى تو نيز خويهاى نيكو كسب كن تا همنشينى أو نيز با تو اثر كند در أو ، وتلافى آنچه از أو كسب كرده بلكه زيادة بر آن بشود .

4144

إذا اتتك المحن فاقعد لها فانّ قيامك فيها زيادة لها . هرگاه بيايد ترا محنتها پس بنشين از براي آنها پس بدرستى كه برخاستن تو در آنها زيادتى است بر آنها ، ممكن است كه مراد محنتها باشد كه از جانب حق تعالى باشد ومراد به « نشستن در آنها » صبر كردن وشكيبائى نمودن باشد ومراد به « برخاستن
هامش
( 1 ) كذا صريحا بخطه الشريف ، وبهتر آن بود كه در هر دو مورد « آن » ذكر كند .