در آنها برخاستن بجزع وقلق واضطراب وناله وفغان باشد وبنا بر اين « بودن آنها زيادتى مر آن محنتها را » ظاهرست ، وممكن است كه خطاب آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه بحضرت امام حسن صلوات اللّه وسلامه عليه يا جمعى از أصحاب خود باشد ومراد اين باشد كه هرگاه بيايد بتو محنتها بعد از من در دولت بنى أمية بنشين از براي آنها وبر مخيز از براي دفع آنها ، زيرا كه قلم تقدير جارى شده به آنها ودفع آنها ممكن نيست بلكه برخاستن از براي دفع آنها باعث زيادتى محنتها گردد .
4145
إذا أحسنت القول فأحسن العمل لتجمع بذلك بين مزيّة اللسان وفضيلة الاحسان .
هرگاه نيكو كنى گفتار را پس نيكو كن كردار را نيز تا اين كه جمع كنى باين ميانه مزّيت زبان وفضيلت احسان يعنى نيكو كارى ، مراد به « نيكو كردن گفتار » امر كردن بكارهاى خوب ونهى كردن از كارهاى بد است ، وممكن است كه مراد كسب فصاحت وبلاغت باشد .
4146
إذا آمنت باللّه واتّقيت محارمه احلّك دار الأمان وإذا ارضيته تغمّدك بالرّضوان .
هرگاه ايمان آورى بخداى سبحانه وبپرهيزى از حرامهاى أو فرو آورد ترا در خانه أمان ، وهرگاه خشنود گردانى أو را فرو پوشاند ترا بخشنودى ، مراد به « خانه أمان » بهشت است كه در آن ايمنى است از هر مكروهى ، و « فرو پوشاند ترا بخشنودى » يعنى خشنودى خود را از تو شامل حال تو كند مانند جامه كه فرو گيرد سراپاى ترا ودر بعضي نسخه ها بجاى « ارضيته » از باب افعال « رضّيته » از باب تفعيل است وهر دو بيك معنى است ، وپوشيده نيست كه خشنودى حق تعالى از اين كس نعمتي است بلند مرتبه تر از بهشت وآنچه در آنست چنانچه در قرآن مجيد فرموده :