تدبير در معاش است باين كه ميانه روى نكند بلكه تنگگيرى كند يا اسراف پس ذكر اسراف بعد از اين از قبيل ذكر خاصّ است بعد از عامّ وتخصيص آن بذكر ممكن است كه باعتبار زيادتى قبح آن باشد ودر بعضي نسخه ها بجاى « التدبير » دويم « التبذير » است وبنا بر اين ترجمه اين است كه : واجتناب فرمايد أو را از بدى تبذير واسراف ، ومراد به « تبذير » نيز اسراف است وذكر اسراف بعد از آن از براي تأكيد است وبنا بر اين نيز تخصيص تبذير واسراف بذكر باعتبار زيادتى قبح آن تواند بود .
4139
إذا ملىء البطن من المباح عمى القلب عن الصلاح .
هرگاه پر كرده شود شكم از مباح كور گردد دل از صلاح ، مراد اين است كه پر شدن شكم اگر همه از حلال باشد خوب نيست بسبب اين كه باعث كورى دل گردد از آنچه صلاح حال أو باشد در دنيا وآخرت ، باعتبار اين كه سبب سنگينى وگرانى بدن شود وباعث كسالت وكاهلي گردد از طاعات وعبادات وسعى در ساير آنچه خير أو مى باشد در دنيا وآخرت .
4140
إذا أعرضت عن دار الفناء وتوّلّهت بدار البقاء فقد فاز قدحك وفتحت لك أبواب النّجاح وظفرت بالفلاح .
هرگاه رو بگردانى از خانه فنا يعنى دنيا وشيفته گردى بخانه بقا يعنى آخرت پس بتحقيق كه فيروزى يابد قدح تو وگشوده گردد از براي تو درهاى نجاح ، وفيروزى يأبى برستگارى ، قدح بكسر قاف وسكون دال تير را گويند پيش از اين كه پر وپيكان از براي آن قرار دهند ومراد به « فيروزى يافتن قدح كسى » اين است كه قدح أو بهره ونصيب أعلى را برد واين باعتبار اينست كه در بعضي بازيها وقسمتها نصيبها وبهرهها را بر تيرها مىنوشتند وتيرها را در يكديگر جولان مىدادند وباسم هر كسى تيرى را بر مىآوردند پس هر كه تيرى باسم أو بر مىآمد آنچه بر آن نوشته شده بود