تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
هرگاه پيش فرستى مال خود را از براي آخرت خود وجانشين سازى خداى سبحانه را بر كسى كه بگذارى أو را بعد از خود ، نيكبخت گردى به آن چه پيش فرستى ، ونيكو كند خدا از براي تو جانشينى را بر كسى كه بعد از خود گذارى مراد ظاهرست وحاجت بشرح نيست .

4137

إذا أراد اللّه بعبد خيرا الهمه القناعة فاكتفى بالكفاف واكتسى بالعفاف . هرگاه خواهد خدا ببنده نيكوئى را در دل أو مىاندازد قناعت كردن را پس اكتفا كند أو بكفاف ودر پوشد عفاف را . مراد به « كفاف » بفتح كاف قدريست از مال كه بس باشد وبي نياز گرداند از مردم و « اكتفا نمودن بآن » بمنزله تفسير وبيان قناعت است كه مذكور شد و « عفاف » بفتح عين بمعنى باز ايستادن است از آنچه حلال نباشد ومراد به « پوشيدن آن » اين است كه آنرا لازم خود گرداند وهميشه با خود دارد بمنزله جامه وتفريع اين معنى بر « بدل‌افتادن قناعت » باعتبار اين است كه كسى كه توفيق قناعت يابد وطلب زيادتى نكند نه از راه حرام از براي حرمت آن ونه از راه حلال بسبب افضليت قناعت بر آن پس بطريق أولى مرتكب حرامهاى ديگر نيز نگردد ، وممكن است كه مراد بعفاف در اينجا خصوص باز ايستادن از كسب أموال از حرام باشد وبنا بر اين وجه تفريع ظاهرست .

4138

إذا أراد اللّه بعبد خيرا الهمه الاقتصاد وحسن التدبير وجنّبه سوء التدبير والاسراف . هرگاه اراده كند خدا ببنده نيكوئى را در دل أو اندازد ميانه روى را ونيكوئى تدبير را ، واجتناب فرمايد أو را از بدى تدبير واسراف ، مراد به « نيكوئى تدبير » نيكوئى تدبير در معاش است كه همان ميانه روى باشد كه مذكور شد ، ومراد به « بدى تدبير » نيز بدى