تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
بستونهاى عقل ، يارى كند خدا دوستان أو را وواگذارد يارى دشمنان أو را .

4119

إذا هممت بأمر فاجتنب ذميم العواقب فيه . هرگاه قصد كنى كردن كارى را پس دورى گزين نكوهيده عاقبتها را در آن ، يعنى تأمل كن كه مبادا عاقبت نكوهيده داشته باشد وهرگاه عاقبت آن را بد بيابى اجتناب كن از آن ومكن آن را .

4120

إذا أنت هديت لقصدك فكن اخشع ما تكون لربّك . هرگاه تو رسانيده شوى به آن چه مقصود تو بود پس باش فروتنى كننده تر آنچه مى باشى از براي پروردگار خود ، يعنى هرگاه بمطلبى كه داشته باشى برسى در آن حال بشكرانهء آن از براي بقاى آن وزيادتى آن زيادة كن خشوع وفروتنى را بدرگاه حق تعالى از ساير حالات نه اين كه مثل أكثر مردم تا مطلب حاصل نشده نهايت خضوع وخشوع كنى از براي طلب آن ، وهرگاه حاصل شود فريفته ومغرور گردى بآن وترك خضوع وخشوع كنى يا كم كنى آن را .

4121

إذا عجز عن الضعفاء نيلك فلتسعهم رحمتك . هرگاه فروماند از ضعيفان دهش تو پس بايد كه گنجايش داشته باشد ايشان را مهربانى تو ، مراد اين است كه هرگاه عاجز باشى از دهش بايشان پس بايد كه ملاطفت ومهربانى بايشان خود البتة بكنى زيرا كه آن در همه وقت مقدور است ومانعى از آن نباشد .

4122

إذا كان الرفق خرقا كان الخرق رفقا . هرگاه بوده باشد نرمى بدخوئى خواهد بود بدخوئى نرمى ، يعنى هرگاه با كسى نرمى نسازد وباعث اين شود كه أو بدخوئى كند خواهد بود درشتى با أو نرمى ، يعنى درشتى بايد كرد باو تا أو نرمى كند چنانكه عادت أكثر بدخويهاست