نشود از اكتساب شرور وبديها كه مقتضاى هوى وهوس اوست ، ومراد به « دوست گردانيدن مال بسوى أو وپهن گردانيدن اميدها از أو » نيز اين است كه سلب ميكند از أو لطفى چند را كه مانع أو شود از آنها پس أو بمقتضاى قواى شهويه دوست گردد با مال وحريص شود بر طلب آنچه نداشته باشد وبخل ورزد در آنچه داشته باشد واميدهاى دراز از براي خود قرار دهد ومشغول شود بسعى از براي آنها وبازماند از سعى از براي آخرت .
4112
إذا احبّ اللّه عبدا رزقه قلبا سليما وخلقا قويما .
هرگاه دوست دارد خدا بنده را روزى كند أو را قلبي سليم وخوئى راست درست ، مراد به « قلب سليم » نفس سالم است يعنى نفس أو را چنين كند كه سالم باشد وپيرو هوى وهوس ومايل بشرور وبديها نباشد .
4113
إذا أراد اللّه بعبد خيرا منحه عقلا قويما وعملا مستقيما .
هرگاه اراده كند خدا ببنده خيرى را عطا كند باو عقلي درست وعملي راست .
4114
إذا أراد اللّه بعبد خيرا اعفّ بطنه وفرجه .
هرگاه اراده كند خدا ببنده خيرى را عفيف مىگرداند شكم أو را وفرج أو را ، يعنى لطفى چند نسبت باو ميكند كه بسبب آنها شكم وفرج أو از حرام باز ايستد .
4115
إذا أراد اللّه بعبد خيرا الهمه القناعة واصلح له زوجه .
هرگاه اراده كند خدا ببندهء خيرى را در دل أو مىاندازد قناعت را وبصلاح مىآورد از براي أو جفت أو را .
4116
إذا أراد اللّه بعبد خيرا اعفّ بطنه عن الطّعام وفرجه عن الحرام .
هرگاه اراده كند خدا ببنده خيرى را عفيف مىگرداند شكم أو را از طعام وفرج أو را