تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اين است كه هرگاه نفس تو باعتبار هوا وهوس خود سركشى كند بر تو وفرمان تو در أوامر ونواهى عقلية وشرعيه نبرد ، تو نيز سركشى كن با أو ، وبمجرّد سركشى أو أو را بخود وامگذار ، زيرا كه هرگاه تو نيز سركشى كنى وسخت باشى در آن رام گردد از براي تو وفرمان تو برد وبهر نحو كه توانى حيله ومكر كن با نفس خود از براي خلاصي آن ، و « مكر كن با نفس خود از نفس خود » يعنى وروىگردانيدن آن از آن ودر آوردن آن بفرمان خود از نفس خود وشهوتها وخواهشهاى آن ، زيرا كه هرگاه تو سعى كنى در اين مطيع ومنقاد تو گردد . وپوشيده نيست كه بناى اين كلام معجز نظام وأمثال آن بر تخييل اين معنى است كه نفس هر كس باعتبار اين كه تابع وپيرو قواى شهويّه وغضبيه باشد غير نفس اوست باعتبار اين كه مطيع ومنقاد أوامر واحكام عقلية باشد پس أو باعتبار اوّل سركشى كند با أو باعتبار دوّم وبايد بر أو باعتبار دوّم اين كه أو نيز سركشى كند با أو تا اين كه أو رام شود از براي أو ، وهمچنين بايد كه أو باعتبار دوّم بچاره وتدبير فريب دهد خود را وخلاص گرداند از خود باعتبار اوّل ومطيع ومنقاد خود گرداند وبنا بر مذهب بعضي از حكماء كه در آدمي دو نفس قرار مىدهند يكى مقتضى عقل وديگرى مقتضى شهوت وغضب چنانكه قبل از اين مذكور شد بناى كلام بر تحقيق نيز مىتواند بود واللّه تعالى يعلم .

4108

إذا خفت صعوبة امر فاصعب له يذلّ لك وخادع الزّمان عن احداثه تهن عليك . هرگاه بترسى از سختى امرى پس سختى كن از براي آن سهل مىشود از براي تو ، ومكر كن با روزگار از مصيبتهاى آن سهل مىگردند بر تو ، مراد اين است كه در مصائب ومانند آنها از حوادثى كه آدمي از سختى آنها مىترسد بايد سختى كرد در آن وراه سستى وقلق واضطراب وبي تأبى وجزع ومانند آنها بخود نداد كه هرگاه كسى چنين كند سهل گردد بر أو آنها بخلاف كسى كه راه آنها بخود دهد