وكردار را ، وشرح مراد از اين نيز بر قياس فقره سابق است .
4102
إذا أكرم اللّه عبدا اعانه على إقامة الحقّ .
هرگاه گرامى كند خدا بنده را يارى كند أو را بر پاى داشتن حق يعنى بر كسب أو آنچه را حق باشد از خصال واعمال وافعال ، يا بر پاى داشتن أو حق را ميانه مردم وداشتن ايشان بر آن بأمر بمعروف ونهى از منكر .
4103
إذا لوّحت للعاقل فقد أوجعته عتابا .
هرگاه اشاره كنى از براي عاقل پس بتحقيق كه بدرد آوردى أو را بسبب ملامت وسرزنش يا از روى ملامت وسرزنش . مراد اين است كه در منع عاقل از بديى حاجت بتصريح نيست بلكه اشاره كه بآن بشود ملامت وسرزنش است كه بدرد آورد أو را وكافى باشد در بازداشتن أو از آن ، يا اين كه اشاره كه بشود بأمري كه متضمن اهانت أو باشد كمال ملامت وسرزنش است از براي أو هر چند تصريح نشود بآن پس بايد كه نهايت اهتمام كرد در اجتناب از آن .
4104
إذا حلمت عن الجاهل فقد اوسعته جوابا .
هرگاه بردبارى كنى از نادان پس بتحقيق كه وسعت دادى أو را از راه جواب يعنى وسعت دادى جواب أو را . وممكن است كه ترجمه « اوسعته جوابا » اين باشد كه : وسعت دادى از براي أو جواب را كه حاصل معنى اوّل بوده ، ومراد اين است كه : هرگاه ناداني بتو هرزه گويد وتو بردبارى كنى وجواب نگوئى پس بتحقيق كه جوابي گفته أو را كه وسعت وگنجايش هرگونه جوابي دارد كه متضمن خفت وذلت أو باشد .
4105
إذا قدّمت الفكر في جميع افعالك حسنت عواقبك في كلّ امر .