كه خواهد كه جمعى را كه هميشه عزيز وبلند مرتبه تر از أو بوده اند خفيف وذليل كند وتفوّق أو بر ايشان ظاهر گردد .
4098
إذا رايت في غيرك خلقا ذميما فتجنّب من نفسك أمثاله .
هرگاه ببينى در غير خود خويى نكوهيده پس اجتناب كن از نفس خود أمثال آن را ، زيرا كه چنانكه آن در نظر تو از أو زشت وقبيح نمايد همچنين هرگاه آن يا أمثال آن در تو باشد در نظر ديگران زشت وقبيح نمايد ، پس اجتناب از آن بايد نمود .
4099
إذا احبّ اللّه عبدا زيّنه بالسّكينة والحلم .
هرگاه دوست دارد خدا بنده را آرايش دهد أو را بآرام وبردبارى . مراد اين است كه آرام وبردبارى در كسى كه باشد نشان اين است كه حق تعالى أو را دوست داشته بسبب خوبى كه در أو بوده از صفات وافعال وبآن اعتبار عطا كرده آنها را باو وزينت داده أو را به آنها .
4100
إذا أرذل « 1 » اللّه عبدا حظر عليه العلم .
هرگاه پست كند خدا بنده را منع ميكند از أو علم را ، مراد به « پست كردن خدا بنده را » اينست كه باعتبار بدى صفتي يا فعلى از أو سلب شفقت ورحمت خود را از أو كند وأو را در دنائت وپستى گذارد ، و « منع كردن علم از أو » باعتبار اينست كه آن زينتى است كه عطا نمىكند آنرا مگر بنيكوكاران پس كسى را كه در پستى گذارد شايسته عطاى آن نيست .
4101
إذا احبّ اللّه عبدا الهمه الصّدق .
هرگاه دوست دارد خدا بنده را در دل أو اندازد راستى را يعنى راستى در گفتار
هامش
( 1 ) كذا صريحا بخطه الشريف ، وبنظر مىرسد كه « اذلّ » باشد از مصدر « اذلال » .