تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
در باطن ، پس چنين نيست ، واين تحقيق بنا بر وجه مذكور بعيد نيست هرچند تصريح بآن در جاى ديگر بنظر نرسيده . وممكن است كه كلام شامل كسى هم باشد كه روزه نباشد نهايت تواند قصد روزه كرد باين كه پيش از بپيشين باشد ومنافى روزه از أو بعمل نيامده باشد پس قصد روزه كند از براي بهانه جستن بآن خواه روزه سنت قصد كند وخواه روزه واجب غير معينى مثل قضا وكفاره ونذر مطلق ، چه در همه آنها جايز است نيت روزه پيش از پيشين هرگاه منافى روزه بعمل نياورده باشد هر چند پيش عمداً قصد روزه نكرده باشد بلكه قصد افطار داشته باشد . وجمعى گفته‌اند كه در روزه سنت پيش از غروب هر وقت كه باشد مىتواند نيت روزه كرد هرگاه قبل از آن منافى روزه بعمل نيامده باشد ، واما روزه واجب معين مثل ماه رمضان يا نذر معين پس نيت آن بايد كه پيش از صبح يا مقارن آن بعمل آيد مگر اين كه فراموش كند پس در اين صورت هر وقت كه بياد أو بيايد بايد كه نيت كند تا پيشين واگر بياد أو نيايد تا پيشين روزه آن روز از أو فوت شود ونيت بعد از آن صحيح نباشد . وممكن است كه مراد اين باشد كه روزه را بهانه كن بعنوان توريه كه دروغى لازم نيايد وذكر خصوص روزه بر سبيل مثال باشد ومراد اين باشد كه بهانه بجو از براي چيزى نخوردن مثل اين كه چنين بنمائى بايشان كه روزه دارى . ودر بعضي نسخه‌ها « بالقيام » بدل « بالصّيام » واقع شده وبنا بر اين معنى اينست كه بهانه بجو ببرخاستن يعنى بهانه بجو از براي چيزى نخوردن پيش ايشان باين كه برخيزى ، وممكن است كه باء بمعنى لام باشد ومعنى اين باشد كه بهانه بجوى از براي اين كه برخيزى ، وبنا بر اين ممكن است كه لئام همان بمعنى بخيلان باشد كه مذكور شد وممكن است كه بمعنى مطلق مردم پست مرتبه باشد وبرخاستن از پيش ايشان مطلقا سنت باشد نه از براي خصوص چيز ايشان را نخوردن .

4013

إذا أنعمت بالنّعمة فقد قضيت شكرها . هرگاه انعام كنى بنعمت پس بتحقيق كه بجا آورى شكر آن را يعنى هرگاه