تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
احتمال خيانت يا گمان آن أو را نسبت بخيانت نتوان داد مگر اين كه خيانت أو معلوم گردد .

4000

إذا صنع إليك معروف فاذكر . هرگاه كرده شود بسوى تو احسانى پس ياد كن آن را يعنى اظهار آن بكن يا ياد كن آن را از براي تلافى آن ، وخصوصا در وقت احتياج صاحب آن باحسان تو .

4001

إذا صنعت معروفا فانسه . هرگاه بكنى تو احسانى پس فراموش كن آن را يعنى اظهار آن مكن يا متوقع ومنتظر تلافى مباش تا اين كه خالص باشد از براي تو خداى عزّ وجلّ .

4002

إذا رزقت فأوسع . هرگاه روزى داده شوى پس فراخى ده يعنى بر خود وعيال ودر بذل واحسان .

4003

إذا حرمت فاقنع . هرگاه محروم باشى يعنى وسعى بتو داده نشده باشد پس قناعت كن به آن چه داده شده وتا توانى زياد بر آن خرج مكن تا محتاج بطلب ومانند آن نشوى .

4004

إذا أطعمت فاشبع . هرگاه اطعام كنى كسى را پس سير گردان ، ممكن است كه مراد ظاهر آن باشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بهر كه عطا كنى آن قدر عطا كن كه سير گردد واز فقر ودرويشى برآيد .

4005

إذا تاكّد الإخاء سمج الثناء . هرگاه محكم شود برادرى زشت مىگردد ستايش ، يعنى مدح وثناى يكديگر كردن در برابر احسانى كه بيكديگر كنند يا در رقعه‌ها وكتابات كه بيكديگر