تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

3994

إذا عاقدت فاتمم . هرگاه ببندى پيمانى پس تمام كن .

3995

إذا استنبت فاعزم . هرگاه نايب گردانيده شوى پس جهد كن ، مراد اينست كه هرگاه كسى ترا نايب كند در كارى ، چون آنرا متعهد شده بايد كه كمال جدّ وجهد كنى در آن ، بخلاف اين كه از براي خود بكنى كه اگر مساهله در آن بشود چندان ضررى ندارد مگر اين كه امر واجبي باشد .

3996

إذا ولّيت فاعدل . هرگاه فرمانفرما گردى پس عدالت كن .

3997

إذا ارتأيت فافعل . هرگاه نظر كنى پس بكن ، مراد اينست كه هيچ كارى را مكن تا نظر وتأمل نكنى در آن ، وهرگاه نظر وتأمل كنى وظاهر شود بر تو خيريت آن بكن .

3998

إذا ائتمنت فلا تخن . هرگاه امانت سپرده شدى پس خيانت مكن .

3999

إذا ائتمنت فلا تستخن . هرگاه امانت بسپارى پس نسبت مده بخيانت ، ممكنست كه مراد اين باشد كه امانت را بايد بكسى سپرد كه احتمال خيانت در أو نرود ، پس هرگاه امانت بكسى بسپارى أولى اينست كه هر چند خيانت كرده باشد اظهار خيانت أو نكنى تا قصور رأى وكاردانى تو ظاهر نشود ، وممكن است كه مراد بيان حكم شرعي باشد واين كه هرگاه امانت بكسى سپرده شود أو امين است وقول أو مسموع ، وبمجرّد