بمعنى طلب خير نمودن ، ومراد اينست كه هرگاه عزم جزم كنى بر روان كردن كارى يا شروع كنى در آن پس طلب خير كن از حق تعالى در آن وسؤال كن از خداى عزّ وجلّ كه آن خير باشد از براي تو ، وممكنست كه مراد بامضا نيز عزم كردن كارى باشد كه در فقره سابق مذكور شد ، ومراد باستخاره طلب خير از حق تعالى باشد باين معنى كه دعا كند كه در آن باب آنچه خير أو باشد پيش أو آرد اگر خير در كردن آن باشد چنان كند كه بكند ، واگر در نكردن آن باشد چنان كند كه نكند بخواندن دعاهائى كه نقل شده در اين باب يا غير آنها ، يا استخاره با حق تعالى بيكى از طرقي كه نقل شده از براي استنباط خوبى كردن كار يا بدى آن .
3989
إذا حدّثت فاصدق .
هرگاه خبر دهى پس راست بگو .
3990
إذا ملكت فاعتق .
هرگاه مالك شوى يعنى بنده را پس آزاد كن ، زيرا كه ثواب آن عظيم است چنانكه در أحاديث وارد شده كه هر كه آزاد كند بنده را آزاد كند خدا از أو بعوض هر عضوى يك عضوى از أو را از آتش .
3991
إذا رزقت فانفق .
هرگاه روزى داده شوى پس انفاق كن يعنى بخيلى مكن وصرف كن آن را در مصارف نيكو .
3992
إذا جنيت فاعتذر .
هرگاه گناهى بكنى نسبت بكسى پس عذر بخواه .
3993
إذا جنى عليك فاغتفر .
هرگاه كرده شود گناهى بر تو پس در گذر .