تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
عدل كند در ميانه ايشان وايشان را بر آن دارد پس وجود أو آفتى است از براي عدل كه آن را فاسد وباطل گرداند .

3954

آفة العمران جور السّلطان . آفت آبادانى ستم پادشاه است ، چه ظاهرست كه ستم پادشاهان بلاد آبادان را بزودى خراب گرداند ، پس آن آفتى است از براي آنها .

3955

آفة القدرة منع الاحسان . آفت توانا شدن بازداشتن احسان است ، چه ظاهرست كه مردمان بندگان احسان‌اند پس احسان بايشان سبب تمكن واقتدار گردد ميانه ايشان ، ومنع احسان مانع از آن وسبب خلاف آن .

3956

آفة اللبّ العجب . آفت عقل خود بيني است ، زيرا كه صاحب عجب وخود بيني عقل خود را كامل‌تر از ديگران داند وخود را محتاج بتعلم بلكه بتفكر وتأمل نيز نداند وبآن اعتبار در همان مرتبه كه دارد بماند وعقل وفهم أو ترقى نكند بلكه هر غلطى كه كند درست داند وخلاف آن را از كسى كه بشنود غلط شمارد پس بتدريج ذهن أو كج ومعوّج گردد وعقل وفهم أو فاسد وباطل شود .

3957

آفة الحديث الكذب . آفت خبر دادن دروغ گفتن است ، اين همان مضمون « آفة النقل كذب الرّوايه » است كه چند فقره قبل از اين مذكور وشرح شد .

3958

آفة الاعمال عجز العمّال . آفت عملها ناتوانى عمل كنندگان است ، چه ظاهرست كه هر گاه كار كننده