3963
آفة الفقهاء عدم الصّيانة .
آفت فقها عدم صيانت است ، « فقها » جمع فقيه است و « فقيه » در اصطلاح داناى باحكام شرع است از روى اجتهاد نه تقليد . وممكن است كه مراد بآن در اينجا مطلق داناى به آنها باشد خواه از روى اجتهاد باشد وخواه بعنوان تقليد ، و « صيانت » بمعنى حفظ ونگهدارى است ومراد به « عدم صيانت » نگاهنداشتن خود است از ارتكاب مناهى ومنكرات ، واين معنى اگر چه آفتى است از براي همه كس نهايت چون گناه آن از براي فقها بيشترست وآفت ايشان منحصر در آنست بخلاف غير فقها زيرا كه ندانستن بعضي احكام نه بعنوان اجتهاد ونه بعنوان تقليد نيز از براي ايشان آفتى است وهمچنين ندانستن بعضي از آنها بعنوان اجتهاد از كسى كه رتبه آن داشته باشد پس بآن اعتبار آن را آفت فقها قرار دادهاند .
3964
آفة الجود التّبذير .
آفت سخاوت تبذير است ، يعنى دهش زيادة از اندازه كه باسراف رسد مثل اين كه آن قدر بدهد كه خود را فقير ومحتاج بطلب گرداند پس صاحب جود وسخاوت بايد كه رعايت اين معنى كند وبخشش أو بمرتبه باشد كه باسراف نرسد .
3965
آفة المعاش سوء التّدبير .
آفت زندگانى بدى تدبير است ، « تدبير در كار » نظر كردن در عاقبت آنست ومراد اينست كه آفت زندگانى بدى تدبير طريق آنست مثل اين كه اجتناب از بديها نشود .
يا اين كه در خرج ميانه روى نشود بلكه تنگ گيرى يا اسراف شود .
3966
آفة الكلام الإطالة .
آفت سخن دراز كردن آنست ، زيرا كه سخن هرگاه طول داده شود باعث ملالت مردم گردد وبآن اعتبار متوجه آن نمىشوند ولغو وفاسد مىگردد .