كارى عاجز وناتوان باشد در آن ، كار أو فاسد وباطل باشد ، وغرض أزين اينست كه پادشاهان وفرمانفرمايان بايد كه هر عملي را بكسى بفرمايند كه كمال قدرت بر آن داشته باشد تا اين كه اعمال ايشان بر وجهي كه بايد بعمل تواند آمد .
3959
آفة الآمال حضور الآجال .
آفت اميدها رسيدن مرگهاست ، مراد اينست كه اميدها وآرزوها از آدمي زايل وفاسد نگردد بلكه روز بروز در تزايد وتضاعف باشد تا اين كه مرگ در رسد وهمه را فاسد وباطل گرداند .
3960
آفة الوفاء الغدر .
آفت وفادارى بيوفائى است ، مراد اينست كه بيوفائى كسى با مردم سبب بيوفائى مردم مىشود با أو پس آفت وفادارى مردم با أو بيوفائى اوست با ايشان .
3961
آفة الحزم فوت الامر .
آفت دور انديشى فوت شدن كار است ، مراد اينست كه آفت دورانديشى اينست كه دورانديش گاه است كه آن قدر صبر ميكند وفكر وتأمل ميكند در كارى كه وقت آن كار فوت مىشود ودورانديشى أو فاسد وباطل مىگردد ، پس بايد كه دورانديش وقت را فوت نكند وهر قدر فكر وتأمل كه ميكند پيش از آن باشد كه وقت از دست برود .
3962
آفة الأمانة الخيانة .
آفت امانت خيانت است ، مراد اينست كه امانت نگاه داشتن آفتى ندارد بغير اين كه كسى خيانت كند در اين ، پس كسى كه راه خيانت بخود ندهد قبول امانت از براي أو آفتى ندارد بلكه قبول آن از كسى كه محتاج بسپردن آن باشد از جمله افراد احسانست وشرعاً وعقلًا مستحسن است .