وآفتى زيادة از اين نمىباشد ، ويا باعتبار اين كه ترك عمل بعلم باعث زوال وارتحال آن گردد چنانكه در بعضي أحاديث وارد شده كه : علم وعمل همراهند با يكديگر وعلم آواز ميكند عمل را پس اگر أجابت كرد أو را خوب ، واگر نه رحلت ميكند از أو .
3949
آفة العمل ترك الاخلاص .
آفت عمل ترك اخلاص است ، يعنى اين كه خالص باشد از براي حق تعالى وآميخته بغرضى ديگر از ريا ومانند آن نباشد .
3950
آفة الرّياسة الفخر .
آفت رياست فخر است ، يعنى كسى كه رياست وسركردگى داشته باشد باعتبار علم يا صلاح با غير آن ، آفت أو اين است كه فخر كند بآن وسربلندى نمايد بسبب آن چه اين معنى سبب وزر ووبال أو گردد وبسا باشد كه باعث زوال آن رياست گردد .
3951
آفة الجود الفقر .
آفت جود وسخاوت فقر است ، يعنى اين است كه بسيار باشد كه سبب فقر وبىچيزى گردد پس صاحب جود بايد كه رعايت اين معنى بكند وبخشش أو بمرتبه نباشد كه خود را فقير وبىچيز گرداند ومحتاج بطلب وسؤال نمايد .
3952
آفة العامّة العالم الفاجر .
آفت عامه مردم عالم فاسق است ، زيرا كه عالمي كه فاسق باشد احكام نامشروع كند وآنها را رواج دهد وضرر آنها بعامه مردم است پس آفتى باشد عام از براي ايشان .
3953
آفة العدل الظّالم القادر .
آفت عدل ستمكار تواناست چه ظاهرست كه هرگاه در قومي ستمكارى باشد كه قادر وتوانا باشد بر آنچه خواهد وكسى را تسلطى بر أو نباشد كسى نتواند كه