مخالفت سردار وفرمانبردن أو بر فرضى كه سبب بازخواست وعقوبت أو نگردد اتفاق ايشان بر امرى صورت نبندد وهر يك را انديشه ورأيي باشد مخالف يكديگر ، وبا وجود اين كارى نتوانند كرد وبزودى مقهور ومغلوب گردند .
3933
آفة الرّياضة غلبة العادة .
آفت رياست غلبه عادت است ، « رياضت » بمعنى رام كردن است ومراد اينست كه آفت ومانع رام كردن نفس وخوار نمودن آن اينست كه عادت اين كس به آن چه عادت بآن كرده باشد غلبه كند بر أو ونتواند ترك آن كند پس كسى كه خواهد نفس خود را رام كند وبطاعت وفرمانبردارى دارد بايد كه نگذارد كه عادت غلبه وتسلط بر أو داشته باشد .
3934
آفة الرّعيّة مخالفة الّطاعة .
آفت رعيت مخالفت فرمانبردارى است يعنى فرمانبردارى أمير وحاكم خود ، واين ظاهرست .
3935
آفة الورع قلّة القناعة .
آفت پرهيزگارى كمي قناعت است چه ظاهرست كه كمي قناعت باعث ارتكاب منهيات ومحرمات گردد وپرهيزگارى را فاسد وباطل گرداند .
3936
آفة القضاة الّطمع .
آفت قاضيان طمع است ، چه ظاهرست كه طمع باعث حيف وميل در حكم ايشان گردد وبر تقديرى كه سبب حيف وميلى نگردد أصل رشوهگرفتن در حكم هر چند موافق واقع شود از گناهان كبيره است بلكه در بعضي أحاديث وارد شده كه آن كفر بخداست يعنى بمنزله آنست .