كاريگر « 1 » گردد وقبل از اين مذكور شد كه ظاهر اين است كه اين معنى در بارهء كسى سود دهد كه اجل مقدّر خود را داند مثل آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه وامّا كسى كه آن را نداند پس بر أو احتياط واجتناب از آنچه مظنّهء ضرر باشد واجب ولازم است وسرّ آن اين است كه چنانكه اجل حتمي باشد اجل معلّقى نيز باشد وآن اجلى است كه معلّق بشرطى است مثل اين كه مقدّر شده باشد كه اگر فلان خود را از بأم بيندازد يا كارد بخود بزند يا با فلان جنگ كند كشته شود ، واگر نكند باقي بماند پس اجتناب از آنچه مظنّهء ضرر باشد از براي دفع اجل معلّقى مىتواند بود .
وگفته آن حضرت عليه السّلام در حالي كه طلبيده از أو مردى چيزى از بيت المال مسلمانان ، وأو از آنان بوده كه مستحقّ اين نبوده كه عطا كند باو :
3702
انّ هذا المال ليس لي ولا لك وانّما هو للمسلمين وجلب أسيافهم فانّ شركتهم في حربهم شركتهم فيه ، والّا فجنا أيديهم لا يكون لغير أفواههم .
بدرستى كه اين مال نيست از براي من ونه از براي تو ، ونيست آن مگر از براي مسلمانان وكشيده شدهء شمشيرهاى ايشان ، پس اگر شريك شوى تو با ايشان در جنگ ايشان شريك خواهى بود با ايشان در آن ، واگر نه چيدهء دستهاى ايشان نمىباشد از براي غير دهنهاى ايشان .
مخفى نماند كه غنيمتى كه از جهاد با كفّار بدست مسلمانان افتد خمس آن از أهل خمس است وتتمّه اگر جنگ بىاذن امام بوده مال امام است واگر باذن امام بوده آنچه غير منقول است مثل زمين وعمارات ودرختان ، همه از مسلمانان است باين معنى كه امام حاصل ومنافع آنها را در مصالح مسلمانان از مجاهدان وغير ايشان صرف مىنمايد ، وآنچه منقول باشد از آن مثل نقود وامتعه ومانند آنها ، آن از آن جمعى است كه بآن جهاد حاضر بودهاند باين طريق كه بعد از اخراج جعالهها
هامش
( 1 ) كذا صريحا بخط شارح ( ره ) يعنى بياء بعد از راء .