واز خبث باطن آن غافل شدهاند ، و « بهترين آنچه حاضر مىشود شما را از توشه » يعنى بهترين عملي كه قادر بر آن شويد از آنچه توشهء آخرت تواند شد ، و [ كفاف ] قدرى است از رزق كه بس باشد وباز دارد آدمي را از طلب از مردم ، و « طلب مكنيد از آن زيادة از قدر كفايت » تأكيد سابق است .
3698
انّ الدّنيا لا يسلم منها الّا بالزّهد فيها ، ابتلى النّاس بها فتنة ، فما اخذوا منها لها اخرجوا منه وحوسبوا عليه ، وما اخذوا منها لغيرها قدموا عليه وأقاموا فيه ، وانّها عند ذوى العقول كالظّلّ بينا تراه سائغا حتّى قلص وزائدا حتّى نقص ، وقد اعذر اللّه سبحانه إليكم في النّهى عنها ، وأنذركم وحذّركم منها فابلغ .
بدرستى كه دنيا سالم مانده نمىشود از آن كسى مگر ببى رغبتي در آن ، آزمايش كرده شدهاند مردم بآن آزمايش كرده شدني ، پس آنچه فرا گيرند از آن از براي آن بيرون كرده شوند از آن وحساب كرده شوند بر آن ، وآنچه فراگيرند از آن از براي غير آن ، وارد شوند بر آن وبمانند در آن ، وبدرستى كه دنيا نزد صاحبان عقلها مانند سايهايست در ميانهء اوقاتى كه مىبينى آن را دراز كشيده تا اين كه بهم كشيده شود ، وزياد شونده تا اين كه كم شود ، وبتحقيق كه زايل كرده عذر را خدا كه - پاك است أو - بسوى شما در نهى از آن ، وترسانيده شما را وحذر فرموده شما را از آن ، پس رسانيده ، مراد به « آنچه فرا گيرند از آن از براي آن » آن چيزى است كه فرا گيرند از دنيا از براي محض دنيا وخواهشها در آن ، « پس ايشان بيرون كرده ميشوند از آن » يعنى آخر بيرون خواهند رفت از آن وحساب كرده خواهند شد بر آن ، و « آنچه فرا گيرند از دنيا از براي غير دنيا » يعنى از براي اين كه تحصيل آخرتى كنند بآن پس وارد شوند بر آن وأقامت كنند در آن ، باعتبار اين كه وارد خواهند شد بر آنچه تحصيل كردهاند بآن از آخرت ، وأقامت خواهند كرد در آن ،
و