ومراد در اينجا بهرهايست از دنيا كه دست زنند بآن از براي تمتّع بآن يا وسيله ودست آويزى از براي تحصيل دنيا ، وبر هر تقدير حاصل كلام اينست كه : دنيا مشغول مىسازد آدمي را از آخرت وبهر عطا وبهرهء كه از آن برسد حرص أو بر آن زياد شود پس كسى كه آخرت خواهد بايد خود را مشغول دنيا نكند ، و « لهج » نيز بمعنى حرص است وتأكيد است .
3696
انّ اللّه تعالى جعل الدّنيا لما بعدها ، وابتلى فيها أهلها ليعلم ايّهم أحسن عملا ، ولسنا للدّنيا خلقنا ، ولا بالسّعى لها أمرنا ، وانّما وضعنا فيها لنبتلى بها ، ونعمل فيها لما بعدها .
بدرستى كه خدا كه - بلند مرتبه است - گردانيده است دنيا را يا آفريده است آن را از براي آنچه بعد از آنست ، وآزمايش فرموده در آن أهل آن را تا بداند كه كدام از ايشان نيكوترند بحسب كردار ، ونيستيم ما چنين كه از براي دنيا آفريده شده باشيم ، ونه از براي سعى از براي آن امر كرده شدهايم ، وبدرستى كه ما گذاشته نشدهايم در دنيا مگر از براي اين كه آزموده شويم بآن ، وعمل كنيم در آن از براي آنچه بعد از آن است ، مراد از « آزمايش كردن حق تعالى تا بداند » اينست كه سلوكى كرده با مردم شبيه سلوك كسى كه آزمايش كند ايشان را وببيند كه اگر أطاعت وفرمانبردارى كنند ثواب دهد ايشان را واگر عصيان ونافرمانى كنند عقاب كند ، واگر نه ظاهر است كه حق تعالى عالم است بهر چيز وبهر چه واقع شود ، ومحتاج بآزمايش نيست ، وممكن است كه [ ليعلم ] بصيغهء مجهول خوانده شود وترجمه اين باشد كه : آزمايش كرده در آن أهل آن را تا معلوم شود كه كدام از ايشان نيكوترند بحسب كردار يعنى معلوم مردم شود وبر ايشان ظاهر گردد وبنا بر اين « ليعلم » بر ظاهر آن محمول مىتواند شد ومحتاج بتأويل نيست ، همين استعمال لفظ آزمايش مبنى است بر توجيه مذكور ، يا بر اين كه آزمايش نيز از براي مردم است