تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
دريابد وحذر كند از آنچه سبب بلاهاى اخروى گردد كه در كمّيّت وكيفيّت اضعاف مضاعفهء آنهاست بلكه طرف نسبت آنها نتواند شد ، وهمچنين هرگاه ادراك كند لدّت سرور آن را مشتاق گردد بسرور آن سرا كه نسبت آن بسرور دنيا بر قياس همان نسبتي است كه ما بين بلاها مذكور شد ، پس سعى كند در آنچه سبب اهليّت واستحقاق آن گردد ، ومراد به « اين كه شام كرده بعافيت وصباح كرده بمصيبت » اين است كه گاهى بعافيت گذرد وگاهى بمصيبت ، از براي اين كه مردم لذّت آن وألم اين را دريابند وباعث رغبت ايشان شود در تحصيل أسباب عافيت در آن جهان ، وسبب ترس وخوف وحذر ايشان گردد از ارتكاب آنچه باعث مصيبت در آن باشد ، و « تقديم ذكر شب بر روز » باعتبار اين است كه بحسب شرع أقدس شب بر روز مقدّم است ، وشب هر روز شب سابق بر آن است ، و « تقديم عافيت بر مصيبت » باعتبار تقدّم آن است بحسب رتبه بلكه بحسب وجود نيز ، « پس مذمّت كردند آن را مردانى بامداد پشيمانى » يعنى أول وقت پشيمانى كه آن وقتي است كه حساب مردم كرده شود واز براي هر كس جزاى عمل أو مقرّر گردد ، چه همين كه اين شد گنهكاران پشيمان شوند از آنچه كرده‌اند وشروع كنند بمذمّت دنيا كه بسبب آن گرفتار شده‌اند به آن چه گرفتار شده‌اند بآن ، وممكن است كه حساب تمام در صبحگاه روز قيامت واقع شود پس بامداد بر ظاهر آن محمول مىتواند شد ، و « ستايش كردند آن را ديگران » يعنى نيكوكاران در همان وقت ، باعتبار اين كه معلوم ايشان شود كه بسبب آن بسعادت ابدى فايز گشته‌اند ، ودر كتاب نهج البلاغة بعد از « آخرون » [ يوم القيامة ] نيز هست وترجمه اين است كه : ستايش كردند آن را ديگران در روز قيامت ، كه آن همان پشيمانى است كه از براي گنهكاران صبحگاه پشيمانى باشد واز براي نيكوكاران روز فرح وشادمانى ، واين مذمّت وستايش اگر چه واقع نشده وبعد از اين واقع خواهد شد نهايت از براي اشاره بيقين وقوع آن تعبير از آن بلفظ ماضي شده چنانكه نظاير آن در قرآن مجيد بسيار است ، و « ياد آورده