تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
عافيت است از براي كسى كه بفهمد از آن ، وخانهء توانگريست از براي كسى كه توشه برگيرد از آن ، وسراى پند گفتن است از براي كسى كه پند پذيرد بآن ، بتحقيق كه اعلام كرده است بجدائى خود ، وندا كرده بمفارقت خود ، وخبر داده از مرگ خود وأهل خود ، پس تصوير كرده وتمثيل نموده از براي ايشان ببلاى خود بلا را ، وآرزومند گردانيده ايشان را بشادى خود بسوى شادمانى ، شام كرده بعافيت وبامداد آمده بمصيبت ، از براي رغبت فرمودن وترسانيدن وخوفناك گردانيدن وحذر فرمودن ، پس مذمّت كردند آن را مردانى بامداد پشيمانى ، وستايش كردند آن را ديگران ، ياد آورده ايشان را پس ياد آورده‌اند ، وسخن گفته با ايشان پس تصديق كرده‌اند ، وپند داده ايشان را پس پند گرفته‌اند از آن تغييرها وعبرتها ، « بودن دنيا خانهء راستى » باعتبار اين است كه أحوال خود را از بيوفائى وتغيّرات وتبدّلات وجدا نشدن از غم واندوه وأمثال اينها راست مىگويد ، ومىنمايد بكسى كه ديدهء بصيرتي داشته باشد وتصديق آن كند در آنچه مىگويد وبسبب حبّ زخارف آن وميل به آنها از روى مكابره وعناد تكذيب آن نكند ، و « بودن آن سراى عافيت » نيز از اين راه است ، چه هر كه بفهمد آنچه را مىگويد ومتنبّه گردد بآن فريفتهء آن نگردد ومشغول گردد به آن چه كار أو آيد از تهيّهء سفر از آن ، پس در عافيت باشد در آن وگزندى نرسد باو از آن ، وهمچنين توانگر گردد در آخرت به آن چه توشه برداشته از آن ، وباين ظاهر شد نيز كه آن خانهء موعظه است از براي كسى كه پند پذيرد بآن ، و « اعلام كردن آن بجدائى خود » يعنى جدا شدن از هر كسى ، و « دايم نماندن كسى در آن ، وندا كردن بمفارقت آن از مردم ومردم از آن ، وخبر دادن بمرگ خود يعنى فنا وزوال آن وبمرگ أهل خود » ظاهر است ومحتاج ببيان نيست ، « پس تصوير كرده » غرض از آن تأكيد مراتب مذكوره است وتقرير موعظه گفتن آن باين كه : بلاها وشادمانيهاى دنيا نمونه‌ايست از بلاها وشادمانيها در آن سرا ، وغرض از آن بلاها اين است كه آدمي متنبّه شود بآن هرگاه آلام آنها را
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 653 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)