پس أحوال آن متغيّر مىشود ، ونعمت آن متبدّل مىگردد ، وفراخى آن كم مىشود ، ولذّتهاى آن تيره وناصاف مىگردد ، وطلب كنندهء آن خوار مىشود ، وسوار آن مىلغزد ، « شتاب كننده تحوّل » يعنى تحوّل وبر گشتن آن شتاب ميكند وزود واقع مىشود ، و « بسيار تنقّل » يعنى انتقال آن از كسى بديگرى بسيار مىشود ، وهمچنين بيوفائى آن سخت است ، ومكر آن دائم وهميشه .
3686
انّ الدّنيا حلوة نضرة حفّت بالشّهوات ، وراقت بالقليل ، وتحلّت بالآمال ، وتزيّنت بالغرور ، لا تدوم حبرتها ، ولا تؤمن فجعتها ، غرّارة ضرّارة ، حائلة زائلة ، نافدة بائدة ، اكّالة غوّالة .
بدرستى كه دنيا شيرين نيكو صورت است ، فرو گرفته شده است بخواهشها ، وبارنده است باندك ، وزينت يافته است باميدها ، وآرايش يافته است بفريب ، هميشه نيست شادمانى آن ، وايمنى نيست از مصيبت آن ، بسيار فريب دهندهء ، بسيار زيان رسانندهء ، تغيّر يابندهء ، فانى شوندهء ، نيست شوندهء روندهء ، هلاك كننده است .
وممكن است كه « نضرة » بمعنى نيكو صورت نباشد بلكه بمعنى سبز بسيار سبز باشد يعنى در ظاهر سبزى وخرّمى دارد ، و « فرو گرفته شده است بخواهشها » يعنى خواهشها وآرزوها فرو گرفته آن را ، و « بارنده است باندك » يعنى بخشش وعطاى آن اندك است ، و « رونده » يعنى رونده است از پيش هر كس ومنتقل شونده از أو بديگرى ، يا روندهء بالكلّيّه وفانى شونده ، وممكن است كه « بائدة » باين معنى باشد نه بمعنى رونده ، و « خورنده است » يعنى خورندهء مردم است باعتبار اين كه مفقود ميشوند در آن ، و « هلاك كننده است » نيز بهمين معنى ، يا باعتبار هلاكت معنوي مردم در آن .