صبر ايشان بر شدايد وسختيهاى دنيا مستحقّ اين بودهاند كه آلوده بأرجاس دنيا نباشند تا اين كه بعوض آن در آخرت بقسط أعلى وبهرهء أوفى سرافراز گردند ، وجمعى با وجود خوبى ايشان از هر دو بهرهء داده شدهاند باعتبار اين كه مصلحت ايشان در اين بوده از راه اين كه خداى عزّ وجلّ مىدانستند كه اگر دنيا بر ايشان تنگ گذرد صبر بر آن نتوانند كرد وباعث آلودگى ايشان ببعضى گناهان شود پس در دنيا نيز توسعهء بايشان داده شده تا اين كه بهرهء ايشان از آخرت كه مستحقّ آن باشند بسبب بعضي صفات حميده وافعال پسنديده ناقص نگردد ، وهمچنين حكمتهاى ديگر در اين أبواب رعايت شده كه قلم وزبان از ذكر وبيان آن قاصر است بلكه عقول وأفهام أصلا به آنها پى نبرده وچون غرض از اين كلام معجز نظام مجرّد تحريص مردم بوده بر بي رغبتي در دنيا اقتصار شده در آن بذكر آنچه مناط آن بوده از اختلاف آنچه در دنيا واقع مىشود وعدم بناى همهء آنها بر أهليّت واستحقاق ، ومتعرّض زيادة بر آن از بيان بعضي از اسرار آن نشدهاند ، بسبب قصور ونارسائى افهام مخاطبان بآن از ادراك ودريافت آن ، واللّه تعالى يعلم .
3680
انّ الدّنيا دار بالبلاء معروفة ، وبالغدر موصوفة ، لا تدوم أحوالها ، ولا يسلم نزّالها ، العيش فيها مذموم ، والأمان فيها معدوم .
بدرستى كه دنيا خانهايست ببلا شناخته شده وبه بىوفائى وصف كرده شده ، پاينده نمىماند أحوال آن ، وسالم نمىمانند فرود آيندگان بآن ، زندگانى در آن نكوهيده است ، وامنيّت در آن ناياب ، « سالم نماندن فرود آيندگان آن » از رنجها وتعبهاى دنيوي است ، ودر بسيارى از مردم از وزر ووبال نيز ، ومراد به « امنيّت » امنيّت از فتنهها وبلاها وبلاهاى دنيوي است ، وهمچنين از رسيدن أموري كه باعث هلاكت وتباهى آخرت گردند .