تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
كشته شدن ايشان نيز گردد ، وممكن است كه « رحال » بحاى بي نقطه خوانده شود بمعنى خانه‌ها وأثاث ومتاع آنها ، و « هلاك كردن دنيا آنها را » بمعنى ظاهر باشد كه خراب شدن وفانى شدن آنها باشد بمرور ايّام ، يا باعتبار اين كه طلب دنيا باعث خراب كردن خانه‌ها وبغارت بردن مالها مىشود ، و « تغيير دادن آن أحوال را » ظاهر است چه هر چند وقت جمعى پست مرتبه را بلند گرداند وگروهى بلند مرتبه را پست كند ، وأوضاع سلوك مردم را بسبب رو آوردن بايشان وپشت گردانيدن بر ايشان متغيّر ومتبدّل سازد وغير اينها از تغيّرات وتبدّلات كه در دنيا رو دهد ، ومراد باين كه « هر كه غلبه جويد بر آن غلبه كند آن بر أو » اينست كه معارضه كردن با دنيا دشوار است ، ودر أكثر مردم باعتبار غلبهء هوا وهوس برايشان چنين است كه اگر خواهند غلبه كنند بر آن مغلوب آن مىگردند ، واگر كشتى گيرند با آن مىاندازد آن ايشان را ، نه اين كه اين معنى نسبت بهمه كس باشد وهيچ كس با دنيا برنيايد ، واين ظاهر است ، « وأطاعت كردن آن كسى را كه فرمان آن نبرد ، وآمدن آن نزد كسى كه ترك كند آن را » باستقراء معلوم شده چنانكه در فقرهء سابق اشاره بآن شد وآثار واخبار نيز متظافر است در آن ، و « بيايد آن أو را » كه در ترجمهء « اتته » نوشته شده ، بنا براينست كه بفتح همزه خوانده شود ، وممكن است كه « اتته » بمدّ خوانده شود از مؤاتاة كه در أصل مهموز است موافق « واتته » در فقرهء سابق ، وبنا بر اين ترجمه اينست كه : هر كه واگذارد آن را آن نيكو مطاوعت وموافقت كند أو را .

3675

انّ الدّنيا تخلق الأبدان ، وتجدّد الآمال ، وتقرّب المنيّة ، وتباعد الامنيّة ، كلّما اطمئن صاحبها منها إلى سرور أشخصته منها إلى محذور . بدرستى كه دنيا كهنه ميكند بدنها را ، ونو مىگرداند اميدها را ، ونزديك