معاني واضح است زيرا كه اعراض كند ورو برگرداند از جوينده وطالب خود ، ومنع كند وبرگرداند أو را از آخرت وطلب آن ، ومكر كند با مردم وفريب دهد ايشان را ، وباعتبار بىخيرى بمنزلهء زمينى باشد كه باران از آن بريده شده باشد و « جحود » بمعنى انكار كنندهء حقّ كسى آمده ، وبمعنى كم خير نيز آمده ، و « بودن دنيا كم خير » ظاهر است ، وهمچنين انكار كننده ، زيرا كه چون بىوفائى ميكند با متابعان وپيروان خود بمنزلهء اين است كه انكار ميكند حقّ أطاعت وانقياد ايشان را ، و « حيود » بمعنى ميل كننده است ، و « بودن دنيا حيود » باعتبار اين است كه سبب ميل مىشود از حقّ وآخرت ، پس گويا ميل كننده است از آنها ، يا چون أهل آن ميل كنندهاند از آنها پس گويا آن ميل كننده است از آنها ، و « ميود » بمعنى بسيار حركت كننده وبسيار ميل كننده وبسيار تبختر كننده آمده ، و « بودن دنيا ميود » بمعنى اوّل باعتبار بسيارى تغيّرات وتبدّلات آن است زيرا كه تغيّر وتبدّل يا عين حركت است يا ملزوم آن ، و « بودن آن ميود » بمعنى دوّم تأكيد [ حيود ] خواهد بود وتوجيه آن مذكور شد وبنا بر معنى سيّم « بسيار تبختر كننده بودن » باعتبار آنست كه سبب تبختر أهل آن مىشود يا از قبيل اثبات حال چيزيست از براي آن چيز ، و « بودن حال آن انتقال » ظاهرست زيرا كه هميشه در انتقال است واز جمعى بجمعى انتقال يابد ، و « زلزال » بكسر زاء بمعنى حركت واضطراب است ، و « بودن آرام آن زلزال » باعتبار اين است كه دنيا هر چند با آرام باشد در گذرست وآدمي را مىبرد ، پس گويا آرام أو عين زلزال است ، ويا باعتبار اين كه هر چند با آرام باشد عاقبت آن حركت وانتقال است ، پس گويا آرام آن زلزال است ، ويا باعتبار اين كه كسى كه دنيا بر أو بخوشى وآرام گذرد سبب حركت واضطراب أو در آن نشأ بيشتر باشد از كسى كه أو را در دنيا باعتبار مصائب ونوائب يا سختيها وتنگيها آرامى نباشد پس آرام آن گويا عين زلزال است ، و « زلزال » بفتح زاء بمعنى بلاها وسختيهاست وآن نيز در اين مقام مناسب است
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 632
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٦٣٢