3663
انّ الدّنيا كالحيّة ليّن مسّها قاتل سمّها ، فاعرض عمّا يعجبك فيها لقلّة ما يصحبك منها ، وكن آنس ما تكون بها احذر ما تكون منها .
بدرستى كه دنيا مانند ما راست نرم است آنچه دست خورده مىشود بآن از آن ، كشنده است زهر آن ، پس روبگردان از آنچه خوش مىآيد ترا در آن بسبب كمي آنچه همراه خواهد بود با تو از آن ، وباش در آرام گيرندهترين حالي كه مىباشى بآن بر حذر كنندهترين حالي كه مىباشى از آن ، بسبب كمي آنچه علّت امر برو گردانيدنست يعنى رو بگردان از آنچه خوش مىآيد ترا از آن بسبب اين كه هر چه باشد در حقيقت اندكى باشد واندك وقتي با تو باشد ، پس سزاوار اين نيست كه فريفتهء آن شوى وبسبب آن محروم گردى يا بهرهء خود را كم كنى از آخرت ونعمتهاى عظيم پايندهء آن ، ومراد به « رو گردانيدن از آن » طلب نكردن آن است اگر نداشته باشد وترك آن است اگر داشته باشد وحرام باشد ، وعلاقة نداشتن بآن وبخل نكردن در آن اگر حلال باشد ، وامر به « حذر كنندهتر بودن از آن در وقتي كه آرام أو بآن بيشتر باشد » باعتبار اين است كه بيشترى آرام بآن باعتبار رو آوردن آن است باو وزيادتى بهرهء أو از آن ، وظاهر است كه هر چند اين معنى بيشتر باشد بيشتر أو را فريفتهء خود كند ومشغول خود سازد واز سعى از براي آخرت باز دارد ، وهمچنين قدرت واستطاعت أو بر كردن محرّمات وافعال ناشايست بيشتر گردد ، پس در اين وقت بيشتر بايد بر حذر بود از آن وخود را نگاهداشت از فتنه ومكر آن .
3664
انّ دنيا كم هذه لاهون في عيني من عراق « 1 » خنزير في يد مجذوم وأحقر من ورقة في جرادة ما لعلّى ونعيم يغنى ولذّة لا تبقى .
بدرستى كه اين دنياي شما هر آينه خوارتر است در چشم من از استخوان
هامش
( 1 ) كذا ، ليكن در كتب معتبرهء ديگر ( عرق ) ، در منتهى الإرب گفته : « عرق بالفتح استخوان كه گوشت از وى رنديده وخورده باشند ، عراق ككتاب جمع ( تا آخر گفتار أو ) » .