عمرى يابد مصيبت زده شود بدوستان خود يا دردناك شود بايشان يعنى بسبب مرگ ايشان .
3660
انّ الدّنيا قد أدبرت وآذنت بوداع ، وانّ الآخرة قد أقبلت وأشرفت باطلاع .
بدرستى كه دنيا بتحقيق كه پشت گردانيده واعلام كرده بوداع ، وبدرستى كه آخرت بتحقيق رو آورده ومشرف شده بآمدن يا ظاهر شدن ، مراد اين است كه در اين زمان كه آخر الزّمان است دنيا چنين وآخرت چنان است ، يا اين كه هميشه چنين بودند ، زيرا كه هر چه فانى وزايل شود هر چند مدّت بقاى آن دراز باشد در حقيقت مدّت آن اندكى است وبزودى تمام شود پس گويا در ابتداى وجود آن پشت گردانيده واعلام نموده كه وداع ميكند ، وآنچه بيايد هر چند دير بيايد در نظر بصيرت زود بيايد ومشرف باشد بر آمدن يا آشكار شدن .
3661
انّ الدّنيا معكوسة منكوسة ، لذّاتها تنغيص ، ومواهبها تغصيص ، وعيشها عناء ، وبقائها فناء ، تجمح بطالبها ، وتردى راكبها ، وتخون الواثق بها ، وتزعج المطمئنّ إليها ، وانّ جمعها إلى انصداع ووصلها إلى انقطاع .
بدرستى كه دنيا معكوس منكوس است ، لذّتهاى آن تيره كردن است ، وبخششهاى آن غصّه دادن ، وزندگانى آن رنج ، وبقاى آن فانى شدن ، سركشى ميكند بجويندهء آن ، وهلاك مىگرداند سوار خود را ، وخيانت ميكند اعتماد كننده بآن را ، از جا بر ميكند آرام گيرنده بسوى آن را ، وبدرستى كه جمعيّت آن بسوى جدائى است ، وپيوند آن بسوى بريده شدن ، « معكوس » بمعنى واژگون كرده شده است ، و « منكوس » نيز بهمان معنى است وتأكيد است ، و « لذّتهاى آن ، تا آخر »