تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
براي أو در ذكر حكيم ونرسد بتمام آن يا مانع نشده ميانهء أو وآن از براي ارادهء اين كه برسند بكمتر از آن ونرسد بآن ، وممكن است كه « دون » بمعنى كمتر نباشد بلكه بمعنى نزد باشد ومعنى اين باشد كه مانع نشده ميانهء بنده در حال ضعف أو وكمي چارهء أو يا بسبب آنها وميانهء اين كه برسد نزد آنچه ناميده شده از براي أو در ذكر حكيم ، و « بودن شناسندهء اين معنى كه عمل كند بآن بزرگترين مردم از روى آسايش در سود » اين است كه چنين كسى يا در أصل سعى نكند وراضى باشد به آن چه باو برسد يا سعى زياد نكند وبنا بر اوّل فارغ باشد از مشقّت سعى از براي آنها بالكلّيّه ، وبنا بر دوّم فارغ باشد از تعب سعى زياد از براي آنها ، وبر هر تقدير بزرگ باشد راحت وآسايش أو ومشغول گردد بسعى از براي آخرت ، پس بزرگ باشد منفعت وسود أو ، و « كسى كه شكّ داشته باشد در اين معنى يا ترك كند عمل بآن را » مشغول گردد بسعى زياد از براي دنيا وچنانكه بايد بأمور آخرت نپردازد پس بزرگترين مردم باشد از روى مشغولى بزيان وخسران خود .

3657

انّ ههنا وأشار بيده إلى صدره لعلما جمّا لو أصبت له حملة بلى أصيب لقنا غير مأمون عليه مستعملا آلة الدّين للدّنيا أو مستظهرا « 1 » بنعم اللّه على عباده وبحججه على أوليائه ، أو منقادا لحملة الحقّ لا بصيرة له في أحنائه ، ينقدح الّشك في قلبه لاوّل عارض من شبهة . بدرستى كه در اينجا ( واشاره كردند بدست خود بسينهء مبارك خود ) هر آينه
هامش
( 1 ) در حاشيهء نسخهء كتابخانهء مدرسهء سپهسالار اين عبارت نيز در اينجا ضبط شده است : « ودر كتاب مستطاب نهج البلاغة « مستظهر » بي لفظ « أو » نقل شده وبنا بر اين اين نيز وصف فرقهء اوّل است كه بكار برند افزار دين را از براي دنيا ، ويارى جويند بنعمتهاى خدا وحجّتهاى أو ، چنانچه شرح شد ، منه مدّ ظلّه العالي » .