تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
وممكن است كه مراد اين باشد كه آن يعنى اين كه بندگان مجبور ومضطرّ باشند در أطاعت وعصيان بر خلاف آنچه آن حضرت فرمود كه أطاعت وعصيان ايشان از روى اختيار است گمان آنان است كه كفر آورده‌اند يعنى همين معنى مستلزم كفر است زيرا كه هرگاه بندگان مضطرّ ومجبور باشند در آنها پس مطيع مستحقّ ثواب نباشد وتعظيم وتبجيل أو سفاهت باشد ، وعقاب عاصى محض ظلم وعدوان باشد وتجويز نسبت آنها بحق تعالى كفر است ، وسابق اين كلام معجز نظام ولا حق آن كه در كتب ديگر مذكور است مؤيّد اين معنى است ونقل تمام آن باعث طول كلام مىشود ، « پس واي مر آنان را كه كفر آورده‌اند از آتش » يعنى واي بر ايشان از آتش جهنّم وآنچه خواهد رسيد بايشان در آن .

3650

انّ العهود قلائد في الأعناق إلى يوم القيامة ، فمن وصلها وصله اللّه ، ومن نقضها خذله اللّه ، ومن استخفّ بها خاصمته إلى الّذى اكّدها واخذ خلقه بحفظها . بدرستى كه عهدها گردن بندهاست در گردنها تا روز قيامت ، پس هر كه پيوند كند آنها را پيوند كند أو را خدا ، وهر كه بشكند آن را ترك يارى أو كند خدا ، وهر كه سبك شمارد آنها را بمنازعه برند آنها أو را بسوى كسى كه محكم كرده است آنها را ، وفرا گرفته خلق خود را بنگاهدارى آنها ، مراد به « عهدها » هر پيمان است كه كسى با حق تعالى كرده باشد خواه بصيغهء عهد باشد يا بصيغهء نذر يا قسم ، وممكن است كه شامل عهدها وپيمانها ووعدها كه كسى با ديگرى نيز بكند باشد ، ومراد به « بودن آنها گردن بندها » اين است كه آنها بر گردن اين كس است تا روز قيامت كه حق تعالى در باب آن حكم كند ، « وهر كه پيوند كند آنها را » يعنى رعايت كند آنها را ووفا كند به آنها بپيوندد خدا با أو وصله واحسان أو بجا آورد ، واگر وفا به آنها نشود وبه « منازعه برند » يعنى آن عهدها مانند كسى كه بر كسى