تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
حق تعالى بذاته در أعلى مراتب كمال است وبهيچ وجه أو را حاجتي باعمال بندگان يا غير آن نيست پس در تكاليفى كه بندگان را فرموده بهيچ وجه فايده ونفعي از براي خود منظور نيست بلكه ثمره ونفع آنها از براي بندگان است كه بسبب أطاعت وفرمانبردارى در آنها مستحقّ ثواب وتعظيم وتبجيل گردند ، وظاهر است كه استحقاق آنها در صورتي است كه أطاعت ايشان از روى قدرت واختيار باشد امّا اگر آنچه كنند از مأمورات مجبور باشند در كردن آنها وقادر بر ترك آنها نباشند ، وهمچنين آنچه باز أيستند از آن از مناهى ، مضطرّ باشند بر ترك آنها وقدرت بر كردن آنها نداشته باشند ، پس ايشان را بسبب آنها فضيلت ومزيّتى حاصل نشود كه بسبب آن سزاوار تعظيم وتكريم گردند پس بنا بر آن اقتصار شده در تكاليف بر راه نمودن بر خيرات ومبرّات وشرور وسيّئات وامر شده به آنها ونهى شده از اينها ، وتفضّل شده در هر باب بالطافى كه مقرّب ايشان باشد باطاعت وفرمانبردارى در آن باب ، بمرتبهء كه ايشان را مجبور ومضطرّ بر آن نسازد بلكه قادر بر خلاف آن باشند تا اين كه هر كه أطاعت وفرمانبردارى نمايد مستحقّ ثواب گردد كه آن عوضى است كه از روى تعظيم وتبجيل داده شود ، وهر كه عصيان ومخالفت كند مستحقّ عذاب وعقاب باشد ، و « بودن آنچه تكليف كرده آسان ، وتكليف نكردن بدشوار » ظاهر است ومحتاج ببيان نيست ، وهمچنين « بخشيدن أو بر اندك بسيارى را » زيرا كه بر اندك اطاعتى كه كنند زيادة بر نعمتهاى دنيوي كه داده بهشت دهد كه دايم ومخلّد باشد ووصف نعمتهاى آن بزبان وبيان نتوان كرد ونصيب أدنى مؤمني را از آن زيادة از تمام دنيا باشد چنانكه در أحاديث وارد شده ، ومراد باين كه « عصيان كرده نشده در حالي كه مغلوب باشد » اين است كه كسى كه عصيان أو كند چنين نيست كه غلبه بر أو كرده باشد واز اين راه باشد كه حق تعالى با أو در آن باب معاوضه كرده وأو غلبه كرده بر خدا وخلاف ارادهء أو را بعمل آورده بلكه از آن راه است كه حق تعالى هيچ كس را جبر بر كردن كارى يا ترك آن نكند وايشان را بعد از هدايت والطاف كه فرموده بخود واگذاشته