تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
كه اگر خواهند أطاعت كنند ، واگر خواهند عصيان كنند ، وهر گروهى مستحقّ جزاى فعل خود گردند چنانكه مذكور شد پس عصيان هر كه عصيان كند بعنوان غلبه وزيادتى بر أو نيست بلكه اگر خواهد بمحض اراده تمام دنيا وهر چه را در آن باشد نيست ونابود تواند كرد پس چگونه توهم غلبهء كسى بر آن توان نمود ، وممكن است كه معنى اين باشد كه : عصيان كرده نشده در حالي كه عصيان كننده مغلوب باشد يعنى مجبور ومضطرّ باشد در آن عصيان وامرى غلبه كرده باشد بر أو كه أو را ملجأ كرده باشد بعصيان ، و « اين كه أطاعت كرده نشده در حالي كه أطاعت كننده اكراه كرده شده باشد وبجز أطاعت كرده باشد وحاصل هر دو يكى است ، واين كه « نفرستاده پيغمبران را از روى بازى » ظاهر است چه ظاهر است كه فرستادن ايشان از براي هدايت وراهنمائى مردم است ودلالت ايشان بر آنچه مكلّفند بآن ، از أصول وفروع أديان ، همچنين « عبث نبودن فرو فرستادن كتابهاى آسمانى » واضح است ، وفوايد هر يك لايح ، ومحتاج باظهار نيست ، وهمچنين « باطل نبودن خلق آسمانها وزمين وآنچه در آنهاست » امريست روشن وپيدا وظاهر وهويدا ، چه خلق همهء بندگان از ملائكة وانس وجانّ از براي پرستش وعبادت است واين كه بسبب آن مستحقّ رحمتهاى غير متناهي أو گردند وخلق ساير مكوّنات از براي مصالح ايشان است وهيچ ذرّهء از ذرّات عالم علوي وسفلى نيست كه در خلق آن چندين مصلحت وفايده منظور نباشد كه قليلي از آنها را كه مردمان پى بآن برده‌اند فزون از احاطهء عدّ واحصاء است چنانكه از تصفّح صحف نقليّه وتتبّع زبر عقليّه ظاهر مىشود ، « اين گمان آنان است كه كفر آورده‌اند » يعنى اين كه خلق آنها باطل باشد ، گمان آنان است كه كفر آورده‌اند يعنى ملاحدهء دهريّه كه مىگويند كه : همهء آنها خود بخود موجود شده‌اند بي اين كه خالقي داشته باشند كه از روى علم بمصلحت آنها را خلق كرده باشد ،