تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

3646

انّ الّذى في يديك قد كان له أهل قبلك وهو صائر إلى من بعدك وانّما أنت جامع لاحد رجلين امّا رجل « 1 » عمل فيما جمعت بطاعة اللّه فسعد بما شقيت به ، أو رجل « 2 » عمل فيما جمعت بمعصية اللّه فشقى بما جمعت وليس أحد هذين اهلا ان تؤثره على نفسك ولا تحمل له على ظهرك . بدرستى كه آنچه در دستهاى تست بتحقيق كه بود از براي آن أهلي پيش از تو ، وآن گردنده است بسوى كسى كه بعد از تو باشد ، وبدرستى كه نيستى تو مگر جمع كننده از براي يكى از دو مرد ، يا مردى كه عمل كند در آنچه جمع كردهء تو بطاعت خدا ، پس نيكبخت گردد بسبب آنچه بدبخت شدهء تو بآن ، يا مردى كه عمل كند در آنچه جمع كردهء تو بمعصيت خدا ، پس بدبخت شود بسبب آنچه تو جمع كردهء ، ونيست هيچ يك از اين دو كس سزاوار اين كه اختيار كنى أو را بر نفس خود ، ونه اين كه بردارى گناه را از براي أو بر پشت خود ، مراد از اوّل كلام اين است كه بمال دنيا مغرور نبايد شد وحريص بر آن نبايد بود زيرا كه زيادة از چند روزى با كسى نباشد وپيش از أو از ديگرى بوده وبعد از أو بديگرى خواهد رسيد ، وچنين چيزى قابل اين نيست كه كسى مغرور بآن شود وآن را مزيّتى از براي خود داند واين كه حريص باشد بر تحصيل آن يا نگاه داشتن وصرف ننمودن آن ، وآنچه فرموده‌اند كه : « نيستى تو مگر ( تا آخر ) » مذمّت خصوص جمع كردن وانفاق ننمودن آن است از راه اين كه كسى كه جمع ميكند آن را وخود صرف نمىكند مىگذارد آن را يا از براي كسى كه أو بعد از أو صرف ميكند آن را در طاعت خدا پس أو نيكبخت مىگردد بسبب آنچه جمع كننده بدبخت شده بسبب آن ، ونيكبخت شدن أو ظاهر است ، وهمچنين بدبخت شدن جمع كننده اگر حقوق واجبي آن را
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) كلمهء « رجل » را برفع ضبط كرده است . ( 2 ) شارح ( ره ) كلمهء « رجل » را برفع ضبط كرده است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 610 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)