تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
وخوبى بلكه وجوب ولزوم آن را بر عقول همهء ايشان واضح ولايح سازد واين تفضّلى است بر ايشان باعتبار كمال حاجت ايشان بسوى آن فرداى قيامت پس أعانت ايشان در آن باب وهميشه ايشان را بفكر آن انداختن لطفى است بر ايشان ، « هرگاه باز گرداند » يعنى هرگاه بار ديگر زنده كند آنچه را ابتداء آفريده ، ودر تعبير باين عبارت اشاره است برفع استبعاد معاد چنانكه كفّار مىنمودند ومىگفتند كه : بعد از اين كه پوسيديم وخاك شديم چگونه بازنده خواهيم شد ! ؟ چه هرگاه بار اوّل كه هيچ نبودند ايشان را آفريد وموجود كرد پس بار دوّم كه يك بار موجود كرده بطريق أولى قادر بر آن باشد واستبعادى از آن نبايد نمود چنانكه در قرآن مجيد نيز اشاره باين معنى شده ، و « بازستاند آنچه را بخشيده » يعنى بازستاند حيات وزندگى را كه بمردم بخشيده باين كه بميراند ايشان را از براي اين كه بار ديگر عود فرمايد از براي ثواب وعقاب ، پس ذكر اين باعتبار اين است كه مقدّمهء اعاده است كه اوّلا مذكور شد وتأخير آن از اعاده با وجود تقدّم آن بر آن در واقع شايد باعتبار تقدّم اعاده باشد بر آن بحسب رتبه ، وممكن است كه مراد حاجت ايشان باشد در وقت موت وعود هر دو ، وتقديم ثاني بر اوّل اشاره باشد بزيادتى احتياج ايشان بپرهيزگارى در معاد از حاجت ايشان بآن در وقت مرگ چه احتياج بآن در وقت مرگ از براي آسان شدن آنست ودر معاد از براي تحصيل سعادت ابدى وخلاصي از شقاوت سرمدي است وظاهر است كه اين حاجت أقوى است از آن ، « پس چه كم است » تعجّب است از اين كه پرهيزگارى با وجود آنچه مذكور شد از عرض آن خود را بر مردم هميشه وكمال احتياج مردم بسوى آن كم است كسى كه برداشته باشد آن را وبعمل آورده باشد بقدرى كه حقّ برداشتن آن باشد يعنى بر وجهي كه تمام باشد ونقصى در آن نباشد .

3619

انّ لتقوى اللّه حبلا وثيقا عروته ومعقلا منيعا ذروته . بدرستى كه از براي پرهيزگارى از خدا ريسمانيست محكم عروهء آن ، ومحلّ پناه آورد نيست منيع ذروهء آن ، « عروه » بضمّ عين دستهء كوزه وسبو را گويند ،
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 592 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)