3613
انّ للموت لغمرات هي أفظع من أن تستغرق بصفة أو تعتدل على عقول أهل الدّنيا .
بدرستى كه از براي مرگ سختيهاست كه آنها فظيعتر است از اين كه بتمامى آن رسيده شود بصفتي يا اين كه معتدل باشد بر عقلهاى أهل دنيا ، « فظيع » هر امرى بسيار شنيعى را گويند ومراد اين است كه بعد از مرگ سختيهاى بسيار شنيع باشد كه نتوان بوصف كردن بتمام آن رسيد وادراك كرد بلكه بهر صفتي كه وصف شود از آن سختتر وشنيعتر است ، ومراد باين كه « معتدل باشد بر عقلهاى أهل دنيا » نيز اين است كه ملايم دريافت ايشان آنها باشد وتوانند بكنه آن رسيد .
3614
انّ الموت لمعقود بنواصيكم والدّنيا تطوى من خلفكم .
بدرستى كه مرگ بسته شده است بر پيشهاى سر شما ، ودنيا در نورديده مىشود از پشت سر شما ، يعنى مرگ نوشته شده است بر پيشانى شما وچارهء نيست از آن ، ودنيا از عقب شما در نورديده مىشود يعنى شما را رو بمرگ ميراند وخود نيز از عقب شما بتدريج بر چيده مىشود وزايل مىگردد .
3615
انّ المتّقين ذهبوا بعاجل الدّنيا والآخرة ، شاركوا أهل الدّنيا في دنياهم ولم يشاركهم أهل الدّنيا في آخرتهم .
بدرستى كه پرهيزگاران بردهاند حاضر دنيا وآخرت را ، شريك شدهاند أهل دنيا را در دنياي ايشان ، وشريك نشدهاند ايشان را أهل دنيا در آخرت ايشان . مراد به « بردن ايشان دنيا را » اين است كه بهرهء از آن نيز دارند هر چند كم باشد بلكه در أكثر پرهيزگاران در توسعه ورفاهيتاند بحسب دنيا ، وحق تعالى روزى دهد ايشان را از ممرّى چند كه گمان نداشته باشند وبر تقديرى كه قدرى تنگى كشند در وجوه معاش ، فراغت وراحتى كه دارند بسبب ترك علاقة بدنيا واشتغال بزحمتهاى