تحصيل آن واطمينان وآرامى كه حاصل است ايشان را از اين راه كافى است از براي بهرهء ايشان از دنيا « 1 » بلكه برتر است از ساير نعمتهاى دنيوي كه آميخته بصد تعب وزحمت است .
3616
انّ تقوى اللّه هي الزّاد والمعاد زاد مبلّغ ومعاد منجح دعا إليها اسمع داع ووعاها خير واع فاسمع داعيها وفاز واعيها .
بدرستى كه پرهيزگارى از خدا آن توشهايست ومحلّ بازگشت ، توشهايست رساننده ومحلّ بازگشتى است فيروزمند ، خوانده است بسوى آن شنوندهتر خوانندهء وحفظ كرده آن را بهتر حفظ كنندهء ، پس شنوانيده خوانندهء آن وفيروزى يافته حفظ كنندهء آن . « بودن پرهيزگارى توشه » ظاهر است ، زيرا كه توشهء سفر آخرت است ، و « بودن آن محلّ بازگشت » باعتبار اين است كه آدمي بجزا وثواب آن خواهد رسيد پس گويا بآن بازگشت خواهد كرد ، بعد از اين در مقام مدح آن توشه ومحلّ بازگشت فرمودهاند كه : « توشهايست رساننده » يعنى رساننده بمطلب و « محلّ بازگشتى است فيروزمند » كه آدمي بسبب آن فيروزى يابد به آن چه غايت منتهاى اوست از رستگارى ورسيدن ببهشت ونعمتهاى آن وفوز برضا وخشنودى حق تعالى كه از همهء آن نعمتها بزرگتر است ، « خوانده است بسوى آن [ يعنى پرهيزگارى ] شنوندهتر خوانندهء » كه حضرت رسالت پناه واوصياى اخيار أطهار أو باشند كه امر كردهاند مردم را بپرهيزگارى وشنوندهترند فرمانهاى حق تعالى را از هر شنوندهء و « حفظ كرده است پرهيزگارى را بهتر حفظ كنندهء » يعنى آنانكه بعمل آوردهاند آن را وملازم آن بودهاند چه ظاهر است كه حفظ آن بهتر است از حفظ هر امرى غير آن پس حفظ كنندهء آن بهترين حفظ كنندهها باشد ، « پس شنوانيده خوانندهء آن »
هامش
( 1 ) اين كلامي است بسيار نفيس وتدقيقي است بسيار لطيف كه سزاوار وزيبنده است كه مبتلايان وآلودگان بدنيا تأسّف بر نداشتن آن بخورند وواجدان آن حال يعنى زاهدان در دنيا وبيعلاقگان بآن بايد پيوسته شكر آن نعمت را بجا آرند .هنيئا لأرباب النعيم نعيمهم * وللعاشق المسكين ما يتجرّع